کسب کار

تصمیم گیری را به دیگران محول کنید

تصمیم گیری را به دیگران محول کنید

شاید در وهله نخست توصیه به این موضوع اندکی عجیب به نظر برسد. در هر حال اگر قرار است اصلی ترین وظیفه یک مدیر را به دیگران واگذار کنیم، فلسفه وجودی مدیران چه خواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش باید به یک نکته مهم توجه کرد. در واقع این عقیده که مهم ترین وظیفه مدیران تصمیم گیری و تعیین خط مشی های اصولی برند است، باتوجه به شرایط حاکم بر بازار در عصر جدید اندکی کهنه شده است.

همانطور که اکنون از حکومت های پادشاهی دوران باستان انتقاد می شود، از شرکت هایی با مدیریت استبدادی مدیران نیز انتقادهای اساسی صورت گرفته است. علت چنین انتقادهایی به طور عمده در سازوکار تصمیم گیری و نتایجی است که چنین راهکارهایی را به ارمغان خواهند آورد. به عبارت ساده، یک شرکت به طور عادی با موضوعات مختلفی مواجه است.

این موضوعات به میزانی گسترده و وسیع هستند که در عمل امکان حل و فصل شان با اتکا بر تصمیمات یک شخص واحد امکان پذیر نیست. در این میان بهره گیری از توصیه های افراد متخصص می تواند راهکار مناسبی باشد. با استفاده از چنین روشی از یک طرف تصمیمات معتبرتری گرفته خواهد شد و از طرف دیگر حجم کاری مدیران کاهش می یابد.

ایده

آیرین روزنفلد، یکی از معدود مدیران زن موفق در دنیای کسب وکار است. وی که طی سال های ۲۰۰۶تا۲۰۱۲مدیرعامل برند کرفت فودز بوده است، تجربه ارزنده ای درمورد تاثیر محول کردن تصمیمات به دیگران در راستای پیشرفت و توسعه برند کرفت فودز دارد. درواقع هنگامی که این برند آمریکایی قصد ارائه ساندویچ های محبوبش را در چین داشت، استفاده از توصیه های مدیران محلی کمک شایانی به شهرت فعلی این برند در پرجمعیت ترین کشور جهان کرد.

در ابتدا کاری که می خواستم انجام دهم دیوانگی به نظر می رسید. اگر مدیران محلی به اندازه کافی دقت به خرج نمی دادند، سرنوشت مدیریتی من و شهرت کرفت فودز ضربه اساسی را به خود می دید. با این حال رقابت در بازار چین به قدری بالا بود که اگر از روش های قدیمی استفاده می کردم، آنطور که انتظار داشتم در آن کشور موفق نمی شدیم.

بنابراین با اندکی دلهره تصمیم گیری را به مدیران محلی سپردم. طرح پیشنهادی که این مدیران به اجرا گذاشتند، تغییر قالب ساندویچ های برند بود. در واقع در راستای جلب بیشتر مشتریان، ساندویچ ها به صورت غذاهای سنتی چینی تغییر شکل داده شدند. نتیجه کار تاحدود زیادی راضی کننده بود.

ساندویچ هایی که به صورت بیسکویت ارائه می شدند خیلی زود مشتریان سایر کشورها را نیز به خود علاقه مند ساختند. به همین دلیل با استفاده از تجربه بازار چین، در سایر کشورها نیز تصمیم گیری را برعهده مدیران محلی گذاشتم.

تجربه روزنفلد را جان مکی به گونه ای دیگر به دست آورده است. در واقع فروشگاه های زنجیره ای Whole Food  براساس اختیار تصمیم گیری هرکدام از شعبه ها اداره می شوند. در این مورد مکی معتقد است که آزادی عمل شعبه ها منجر به تصمیم گیری بهتر و به نوعی هماهنگی بیشتر محصولات فروشگاه با سلیقه و طبع مردم محلی خواهد شد. روال کار به این ترتیب است که در هر فرودگاه هشت نفر به طور معمول مشغول به کارند. این کارمندان در جلسات هفتگی شان خط مشی های کلی شعبه را تعیین کرده و خرید محصولات فروشگاه نیز با نظر آنها صورت می گیرد.

به این ترتیب در صورت افزایش فروش شعبه در مقایسه با حداقل سودی که شعبه اصلی Whole Food تعیین کرده است، نیمی از سود اضافی در میان کارمندان تقسیم خواهد شد. با این حال شاید چنین امتیازی به تنهایی کافی نباشد. در واقع ترس از عدم کارایی تغییرات می تواند کارمندان را وادار به محافظه کاری کند به همین دلیل شرکت ضرر و زیان ناشی از چنین تغییراتی را تا چهار ماه برای شعبه مورد نظر جبران خواهد کرد. با این حال بعد از چهار ماه کارمندان شرکت با خطر اخراج روبه رو خواهند بود.

آنچه در عمل باید انجام دهید

-شریک ساختن دیگران در تصمیم گیری های شرکت به معنای کاهش اهمیت مدیرعامل ها در عصر جدید نیست. در واقع نقش نظارتی مدیران به قوت خود باقی خواهد ماند، تنها نظرات دقیق تر از سوی افراد متخصص گرفته می شود.

-بهتر است در انتقال مسئولیت تصمیم گیری، افرادی را انتخاب کنید که با ویژگی های بازار هدف کاملاً آشنایی دارند.

-گروهی را که مسئولیت تصمیم گیری دارد تا جایی که ممکن است حمایت کنید. البته به صورت محدود. درواقع هدف نهایی کسب سود بیشتر است.

بررسی شیوه کسب و کار کمپانی اینتل / به درون نگاه کن

بررسی شیوه کسب و کار کمپانی اینتل / به درون نگاه کن

تقریبا همه با کمپانی اینتل آشنایی دارند. این شرکت، پنجمین برند ارزشمند دنیا بوده و ارزش آن حدود ۳۵میلیارد دلار تخمین زده شده است. در اکثر رایانه های شخصی دنیا از ریز پردازنده های اینتل استفاده شده است.

اینتل با تمرکز روی تولید بهترین ریز پردازنده ها توانست رقیبانش را پشت سر بگذارد. در سال ۲۰۰۶، این کمپانی از استراتژی تازه خود که براساس شناسایی و ساخت بازار های جدید بود، پرده برداشت. بنابراین این شرکت علاوه بر رایانه های شخصی، در زمینه های دیگری از  جمله لوازم برقی، ارتباطات بی سیم و مراقبت های بهداشتی نیز وارد عمل شد.

در سال های اخیر، معمولا هر زمان که لپ تاپ خود را باز می کنید، بر چسب Intel Inside را در پایین صفحه کلید مشاهده خواهید کرد. این بر   چسب، به کاربر این اطمینان را خواهد داد که رایانه ای با عملکرد بسیار بالا و مطمئنی دارد.

ایجاد یک استراتژی جدید

بقا و نابودی یک سازمان به استراتژی هایی بستگی دارد که آن سازمان انتخاب می کند. استراتژی کسب و کار برنامه ای است که برای کلیه بخش های سازمان طراحی می شود. این استراتژی باید با فضای آن کسب و کار و دنیایی که روز به روز در حال تغییر است، هماهنگ باشد.

اینتل بیش از ۵۰سال در مرکز یک صنعت در حال رشد بوده است. با این وجود رشد فروش رایانه های شخصی در این جو به شدت رقابتی در حال کاهش است. به علاوه تلفن های همراه و دستگاه های پرتابل به شکل گسترده ای جایگزین رایانه های شخصی شده اند. از سال ۲۰۰۳، میزان سود حاصل از فروش محصولات اینتل، طی یک سال، ۱۳درصد افزایش پیدا کرد. با این حال در این بخش از بازار،  فروش لپ تاپ ها رو به رشد است درحالی که رایانه های شخصی با کاهش فروش چشمگیری مواجه شده اند.

اینتل یک برند جزء است. تولیدات و پر دازنده های آن بخشی از محصولاتی را شکل می دهد که مصرف کنندگان خریداری می کنند. برقراری رابطه کلیدی با شرکت های پیشرو در زمینه الکترونیک مانند سونی و فیلیپس، استراتژی مهم این کمپانی به شمار می رود.

یکی از دلایل مهم استراتژی یکپارچگی اینــتل، تـوسـعه فناوری های مختلف بود. این  کار پردازنده ها را کاربردی تر کرده و به کاربران رایانه ها این امکان را خواهد داد که از مزایای زیر بر خوردار شوند:

- چند کاره بودن

- امنیت

- اطمینان

- قابلیت اداره

- انجام محاسبات به صورت بی سیم

سیستم ها دائما در حال به روز شدن هستند و به کاربران آزادی عمل بیشتری می دهند. استراتژی تازه اینتل به این شرح است:

-همکاری با مصرف کنندگان جهت مبادله دور نمای فناوری آینده

-توسعه فناوری های تازه مشتری محور

- ارائه محصولات جدید که قابل درک بوده و استفاده از آنها ساده باشد

- ارائه پیام های ارتباطی واضح در رابطه با محصولات جدید.

معرفی استراتژی جدید

وقتی سازمانی با تغییر مواجه می شود، مهم است که این تغییرات را با همه در میان بگذارد. این افراد شامل موارد زیر می شوند:

-از بیرون مصرف کنندگان، شرکا، تأمین کنندگان و رسانه ها

- از درون پرسنل

یکی از بزرگ ترین برنامه های اینتل، رو نمایی از لوگوی جدید این شرکت بود که با حضور یک گروه موسیقی معروف و اجرای ترانه ای از سوی آنها بر پا شد. یک لوگو نماینده بصری هر آن  چیزی است که آن شرکت به انجام آن متعهد شده است. لوگوی جدید شرکت اینتل به طور واضح دیدگاه رو به جلوی این کمپانی را نشان می دهد. این رونمایی به کمک کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی چند میلیون دلاری پشتیبانی می شد.

امروزه پیام ارتباطی اینتل حاکی از فناوری محور بودن این شرکت است. بازاریابی اینتل به مصرف کنندگان کمک می کند تا به طور مشخص به تأثیر فناوری در بهبود زندگی شان پی ببرند.

ارزش هایی که اینتل دنبال می کند شامل این موارد است:

-آمادگی برای خطر کردن

- عملکرد منظم

-تمرکز روی کسب نتایج عالی، برای مثال عملکرد قابل توجه، فروش و سود دهی.

نتایج مورد انتظار زمانی به دست می آید که یک محصول قبل از پیش دستی رقبا در بازار مناسب آن محصول عرضه شود.

توسعه محصولات جدید

در دنیای مدرن و رو به جلوی حال حاضر پیدا کردن نیاز ها و خواسته های مصرف کنندگان از اهمیت ویژه ای بر خوردار است. از آنجا  که اینتل هم مسیر با فناوری روز عمل می کند به خوبی می تواند نیاز بازار را پیش بینی کند.

علاوه براین، این کمپانی از گروه های متمرکز روی مصرف کنندگان بهره می برد. یک گروه متمرکز شامل تعداد کمی از مصرف کنندگان است و نماینده بخشی از بازاری هستند که اینتل هدف قرار داده است.

تولید محصولات تازه بر اساس پیش بینی نیاز بازار، نیازمند سرمایه گذاری عظیمی است. برای مثال ساخت کارخانه های جدید برای تولید محصولات آتی کمپانی از جمله این سرمایه گذاری هاست. بنابراین تمرکز بر بازار یکی از دلایل موفقیت و پیشرفت اینتل بوده است.

باز سازی اینتل براساس بازار این برند

اینتل موفقیت اولیه خود را از تولید قطعات رایانه های شخصی کسب کرد. در این راستا، کمپانی کاملا تحت سلطه مهندسان بود و همکاری  نزدیکی با مایکروسافت و تولید کنندگان رایانه های شخصی از جمله دِل، کام پک و آی. بی. ام وجود داشت.

استراتژی جدید اینتل روی تولید محصولات منحصربه فرد تأکید داشت. اگر چه استراتژی حال حاضر این کمپانی روی بازاریابی شناخت نیاز مشتریان و پاسخگویی به آنها متمرکز شده است.

مصرف کنندگان مشتاق هستند بدانند که این محصولات جدید چه کاری قرار است برای آنها انجام دهد. بنابراین ارتباط آشکار با آنها جزو ضروریات اینتل به شمار می رود. باز سازی اینتل از بالا به پایین بیش از ۹۰هزار کارمند را تحت تأثیر قرار داد. تأکید شرکت بر بازاریابی و ارتباط با مصرف کنندگان در رابطه با این مسئله است که فناوری روز چه خدمتی به آنها خواهد کرد.

تحقیق و توسعه

تحقیق و توسعه به سازمان کمک می کند که:

-محصولات بهتر و جدیدی تولید کند

- روش های پیشرفته  تری را برای معرفی محصول خود به کار بگیرد

- توسعه فرصت های جدید در بازار، جهت بقا یا تسریع در پیشرفت.

تحقیق و بررسی

تحقیق شامل طراحی ایده های جدید جهت حل یک مشکل یا ایجاد یک فرصت است. در این زمینه ساخت ریز پردازنده جدید برای تلفن های همراه جهت دسترسی به اینترنت را می توان مثال زد.

در این راستا اینتل سرمایه هنگفتی را صرف تحقیق در آزمایشگاه هایش در سراسر دنیا کرده است. نتایج این تحقیقات تولید محصولاتی است که مطابق نیاز مشتریان بوده و به سادگی در ابعاد وسیعی ساخته می شود. برای مثال، رایانه های نوت بوکی را می توان نام برد که مجهز به فناوری پردازنده سنترینوی اینتل بودند.

توسعه و پیشبرد

تحقیقات با ایده های بسیاری همراه خواهد بود که البته از بین این ایده ها، بهترین آنها انتخاب شده و گسترش پیدا می کند. توسعه شامل پیاده سازی ایده های تازه روی محصولات است. برای مثال  می توان یک ریز پردازنده را طوری بهبود داد که چندین برنامه کامپیوتری را به طور همزمان اداره کند. محصولات برگزیده باید طی یک برنامه زمانبندی شده به صورت جهانی معرفی شوند.

محصولاتی که در نتیجه برنامه های تحقیق و توسعه حاصل می شوند برای مصرف کنندگان مفید خواهند بود. این محصول ممکن است شامل رایانه ها یا تلفن های همراه کوچک تر و سریع تری باشند که از لحاظ قیمت نیز به صرفه هستند..

هیات نمایندگان؛ راهکاری برای بهبود کیفیت مدیریتی

هیات نمایندگان؛ راهکاری برای بهبود کیفیت مدیریتی

تمام مدیران دغدغه های مشترک فراوانی دارند. یکی از مهم ترین این نگرانی های مشترک، مسئولیت پذیری در برابر عملکرد برندشان است. به این وظیفه یک امر دشوار دیگر را نیز باید اضافه کرد، در واقع برنامه ریزی خط   مشی های کلی شرکت هم برعهده مدیرعاملش است. بدون شک اگر قرار باشد هر مدیرعاملی به تنهایی در برابر چنین مسائلی قرار گیرد، در کمترین زمان ممکن فشار ناشی از کار سنگین او را از پا درخواهد آورد.

در این میان یک راهکار مناسب استفاده از هیات های نمایندگی به منظور کاهش حجم کاری مدیران است. استفاده از هیات های نمایندگی امروزه به یکی از عادی ترین کارهای جاری در شرکت های بزرگ بدل شده است، با این حال ماجرا در مورد شرکت های کوچک کاملاً متفاوت است.

این مدیران در حالت عادی به هیچ وجه به فکر استفاده از هیات های نمایندگی و تفویض اختیار نخواهند بود. تنها یک شوک ناگهانی آنها را متوجه اهمیت موضوع خواهد کرد. البته به طور معمول چنین شوکی هنگامی افراد را هشیار می کند که دیگر فرصتی برای سازماندهی گروه نمایندگان وجود ندارد.

ایده

در عام ترین معنا هر کارمندی به نوعی نماینده برند شما محسوب می شود. نوع عملکرد وی در شرکت و از همه مهم تر نحوه برخورد با مشتریان اهمیتی تعیین کننده دارد. شاید به همین دلیل است که امروزه شرکت های بزرگ و معتبر به منظور استخدام کارمند جدید، مصاحبه های طولانی و دقیقی را تدارک دیده اند.

لی آیکوکا،سرمایه گذار، تاجر و مدیر مطرح آمریکایی در مورد اهمیت کارمندان آگاه و وظیفه شناس مصاحبه های جالبی با رسانه ها انجام داده است. در ادامه بخشی از صحبت های وی را خواهیم خواند:« هنگامی که نخستین بار در یک شرکت به صورت رسمی استخدام شدم، از مدیرم درس های بسیار زیادی گرفتم. جمله مشهور وی این بود که هیچ کدام از شما نمی داند که چطور باید نماینده شرکت باشد.همچنین وی توصیه های کاربردی زیادی را درخصوص تقسیم کار و مدیریت بهینه به من ارائه کرد. منظور وی از اینکه من را در زمینه نمایندگی شرکت نادان خطاب می کرد، در واقع اشاره به عقاید پوچ و کهنه من درخصوص رهبری برند بود.یک روز پس از آنکه گفت وگوی طولانی بین ما صورت گرفت، وی به منظور نشان دادن باور غلط من درمورد اینکه مدیرعامل باید تمام کارهای مهم را انجام دهد، من را به خط تولید شرکتش برد. در خط تولید بالغ بر ۲۰۰۰نفر مشغول به کار بودند. همچنین در بخش رسیدگی به شکایات مشتریان ۱۵۰نفر به طور مستقیم با مشتریان در ارتباط بوده و پاسخ مناسب را به آنها می دادند.سوال اصلی او پس از این نمایش عجیب بسیار شوکه کننده بود. در واقع او از من پرسیدکه باوجود مهارت های فراوانی که دارم، چگونه می خواهم به جای ۱۰نفر کار کنم؟ ۱۰نفری که وی به آنها اشاره کرد درواقع دستیاران مخصوصش بودند. این تیم کوچک تقریباً تمام کارهای شرکت را انجام می داد و مدیرعامل فقط وظیفه نظارت بر آنها را برعهده داشت.»

اگرچه لی آیکوکا دیدگاه جالبی در مورد تقسیم کار مدیریتی در درون شرکت دارد، با این حال برای اطلاع از اهمیت واقعی هیات نمایندگان شاید بهتر باشد به نظر جان هاروی جونز نیز توجه کرد. جونز که در کارنامه خود مدیریت شرکت تولید مواد شیمیایی ICI را دارد، به جنبه ای از اهمیت موضوع مورد بحث اشاره می کند که در مواقع اضطراری خود را بروز خواهد داد:«فرض کنید یک اشتباه از سوی شرکت صورت گرفته است. در اینجا علت چنین اشتباهی مورد بحث نیست، در واقع اهمیت موضوع در نحوه پاسخگویی و پیگیری مسئله از طرف شرکت است. اگر شرکت مذکور براساس ساختار سنتی که مدیرعامل را مسئول همه امور می داند، سازمان یافته باشد، به احتمال زیاد باید به دنبال سنگ یادبودی برای آن شرکت و مدیرش بگردیم. چنین فشارهایی هر مدیری را به تنهایی از پا درخواهد آورد. البته یک راهکار فوق العاده نیز در این میان وجود دارد. منظور من استفاده از یک هیات نمایندگی است که در چنین مواقعی به سرعت اقدام به پیگیری موضوع کند. بهتر است این گروه شامل حداقل دو حقوقدان باشد تا در موارد حقوقی نیازی به پرداخت هزینه ای سنگین نداشته باشید. همچنین باید توجه کرد که در هنگام بروز بحران برای شرکت ها، ابعاد این مشکلات به حدی وسیع است که تخصص های گوناگون به منظور رسیدگی به آنها لازم است.»

۱۰ ترسی که باعث جلوگیری از خلاقیت شما می شود-قسمت اول / چگونه از خلاقیت نترسیم؟

۱۰ ترسی که باعث جلوگیری از خلاقیت شما می شود-قسمت اول / چگونه از خلاقیت نترسیم؟

به یاد دارید که زمان کودکی به چه اندازه تخیل شما زیاد بود؟ اما متاسفانه الان همه چیز تغییر کرده است. ترس قطعا یک مانع بزرگ برای خلاقیت است و فرم های مختلفی دارد. ترس از مورد قضاوت واقع شدن، ترس از خشونت، ترس از تحقق نیافتن ایده و...

متاسفانه ترس و خلاقیت به شکل عجیبی به هم مرتبط هستند و جدا شدن این دو به سختی انجام می شود و چیزهایی که درست انجام نمی شوند بر اثر ترس است. ما سعی می کنیم بیشتر خلاق باشیم تا بخواهیم ترس را در خودمان بکشیم. این موضوع که ما چگونه باید فکر کنیم کشتن ترس خلاق است.  در اینجا رایج ترین ترس ها را همراه با چگونگی غلبه بر آنها توضیح می دهیم:

ترس از اینکه فردی خلاق نباشیم: افرادی که این ترس را دارند فکر می کنند افراد خلاقی نیستند.

آنها اعتقاد دارند که بخشی از گروهی هستند که دوست داشته اند به گروه آدم های خلاق ملحق شوند. افراد این گروه به طور کلی بیش از حد تظاهر به  عدم خلاقیت می کنند و به خود می گویند من روح خلاق ندارم.

این افراد خلاقیت های روزانه خود را نمی بینند. در واقع، خلاقیت یک کلمه بسیار مبهم است.

ما درباره احساس خلاقیت صحبت نمی کنیم. «ورقی بردارید و شروع به کشیدن چیزی بکنید.»

شما می توانید در زندگی روزمره خود خلاق باشید مثلا در پخت و پز و...

چگونه بر آن غلبه کنیم: مهم این است که ما سعی کنیم خلاق باشیم و به دنبال به دست آوردن اعتماد به نفس زمان بچگی خود باشیم. ما می توانیم با بررسی تعریف خود از خلاقیت شروع کنیم. سایر چالش های خود را هر روز نگاه کنید و ببینید که شما چگونه با خلاقیت می توانید بر آنها غلبه کنید. چگونه یک عنصر را که از دست داده ایم با یک عنصر دیگر پر کنیم؟ چگونه شما می توانید کامپیوتر خود را تعمیر کنید؟ چگونه می توانید خرید های خود را سازماندهی کنید؟ شما قطعا پابلو پیکاسوی بعدی نخواهید بود، اما همه این اعمال کوچک شما را فردی خلاق می کند، مطمئن باشید.

ترس از دست  رفته ها: در فرانسه به خصوص، ما بسیاری از انتقادها را زمانی دریافت می کنیم که چیزی را از دست می دهیم. از زمان کودکی ما هنگامی که اشتباه می کنیم تنبیه می شویم و در هر وضعیتی. با گذشت زمان ما شروع به ترس از دست دادن چیزی می کنیم. ما حتی بسیاری از دلیل ها را امتحان می کنیم به خاطر آنکه مقدار زیادی فشار را در قبال شکست متحمل می شویم، مانند شکست در شغل خود و شیوه زندگی یا شکست در امتحانات. هنوز شکست بخشی جدایی ناپذیر از زندگی ما است.

بزرگ ترین شکست در زندگی هر روز ما از دست دادن است، اما نکته اینجاست که چگونه یاد بگیریم که آن را رفع کنیم. شما باید توانایی توسعه ظرفیت خود را یاد بگیرید. شکست خیلی چیزها را به شما خواهد آموخت.

چگونه بر آن غلبه کنیم: ساموئل بکت می گوید «هر چه تلاش کردی، هر چه شکست خوردی، مهم نیست. باز هم تلاش کن، باز هم شکست بخور. این بار بهتر شکست بخور.»  راه حلی جدید پیدا کنید و به شکست فکر نکنید. شما باید راه حل های جدید را آزمایش کنید و در هر صورت به عواقب ناشی از شکست فکر نکنید.

نتایج را برای خودتان نگه دارید و به دیگران فکر نکنید. شما چیز های جدید را تست می کنید و بهتر از آن یاد می گیرید. این نیز کنجکاوی نامیده می شود و خواهید دید که همه چیز به هم متصل است. می دانید که اشتباهات بزرگ منجر به اختراع چنین چیز های پیش پا افتاده ای می شوند.

ترس از ناشناخته ها: خلاقیت چیز محدودی است. به طور کلی، زمانی که ما شروع به ایجاد چیزی می کنیم قطعا نتیجه آن چیزی نمی شود که در زمان شروع انتظار داشتیم. یک مثال شناخته شده برای همه فیس بوک است که یک گروه دانشگاهی هرگز فکر نمی کردند که به این موفقیت برسند.

ایده ها شکل می گیرند و به تدریج تغییر شکل می دهند. برای خلاقیت خود و پروژه خود اهمیت بیش از حد به ایده اولیه ندهید و به تصورات خود اجازه دهید که گسترش پیدا کنند. این برای پیاده سازی پیچیده است به خصوص امروزه که زندگی ما روی ریتم گوگل و شبکه های اجتماعی است.

چگونــه بــر آن غلبـــه کنیم:

یاد بگیرید که کار ها را بدون داشتن برنامه انجام دهید. در شهری جدید بدون نقشه راه بروید. شروع کنید به نوشتن در مورد یک موضوع که برای شما مهم است بدون هدفی خاص و فقط برای خودتان. اگر برای شروع انتظار ایده خوبی را می کشید، یعنی شما هرگز شروع نکرده اید. بهترین ایده این است که شروع کنید.

ترس از غیر منطقی بودن: عقلانیت یک ارزش بسیار مهم در فرهنگ غرب است. با این حال، مهم است که ما ارتباطی بین آنچه فکر می کنیم و آنچه هست برقرار کنیم.

ما نباید سمت خلاق مغز خود را فراموش کنیم. آلبرت انیشتین می گوید «ﻣﻨﻄﻖ ﺷﻤﺎ را از ‪ Bﺑﻪ ‪ A می رساند؛ وﻟﯽ ﺗﺨﯿﻞ ﺷﻤﺎ را ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ می برد.» چگونه بر آن غلبه کنیم: سعی به ایجاد چیزی نکنید و در همان لحظه تجزیه و تحلیل کنید. شروع کردن با استفاده از خلاقیت به شما تعداد زیادی ایده می  دهد. سپس ذهن منطقی خود را مرتب سازی کنید.

ترس از قضاوت شدن: همه ما زمانی را زندگی کرده ایم و تجربه کرده ایم که در آن مورد قضاوت واقع شده ایم و هر گز آن زمان خوبی نبوده است، بنابراین تنها راه حل برای این وضعیت این است که هر کاری که می خواهید انجام دهید قبل از آن از درستی آن مطمئن شوید. با انجام آن مطمئنا کامل نمی شویم و این کار نشان دهنده شخصیت آن است.

ما هر کدام به خاطر این ترس ها مطمئنا خیلی از کار ها را از سر باز می کنیم و وحشتناک تر از آن این است که بدترین دشمن خود می دانیم. و به طور کلی آن را به سختی روی خود می دانیم تا دیگران. با انتقاد از خودمان ما تلاش می کنیم که دیگران را مورد قضاوت قرار ندهیم. اما مشکل اینجاست که با این کار ما در معرض خطر بیشتر قرار می گیریم و چیز های جدیدی را امتحان می کنیم.

چگونه بر آن غلبه کنیم: مانند ترس از غیر منطقی بودن، باید به خلاقیت اجازه بدهیم که به هرجایی که می خواهد برود بدون فکر کردن در مورد چیز های دیگر. به ویژه هنگامی که شما کار خود را مورد ارزیابی قرار می دهید. باید توجه زیادی به زبان خود بکنید. به جای اینکه ناسزا بگویید، به دنبال تبدیل آن جمله به جمله قابل قبولی باشید.

همکاری با کارمندان؛ بایدها و نبایدها

همکاری با کارمندان؛ بایدها و نبایدها

شاید یکی از باورهای غلطی که در مورد رهبری هر شرکتی وجود دارد، اعتقاد به دیکتاتوری بودن چنین مقامی است. در واقع اغلب مردم مدیر یک برند را در قالب فردی تصور می کنند که به تنهایی اهداف شرکتش را تعیین کرده و احتمالا با هر کارمندی که با او مخالفت کند، شدیدترین برخوردها را خواهد داشت.

اگر چنین برداشتی از رهبری برند صحیح باشد، امروزه با چندین هزار هیتلر و موسولینی مسلک روبه رو هستیم؛ کسانی که خودخواهی کورشان کرده و به حرف های هیچ کسی توجه نمی کنند. جهانی که بر این اساس ترسیم خواهد شد، بدون شک محل وحشتناکی است.

اگرچه باور عمومی در مورد مقام مدیریت به طور کامل غلط نیست، با این حال در ترسیم آن اغراق و زیاده روی های بسیاری صورت گرفته است. بدون شک هر مدیری هدایت کلی برندش را برعهده دارد. این مسئله به هیچ وجه جای تعجب نبوده و به نوعی نظم طبیعی فعالیت مدیریتی است. در عین حال باید توجه داشت که برخلاف سده ۲۰، در عصر حاضر بدون جلب رضایت کارمندان بسیاری از امور به صورت صحیح پیش نخواهد رفت.

این نیاز به جلب رضایت کارمندان در دنیای کسب وکار مدرن به صورت اهمیت همکاری میان مدیران ارشد و کارمندان خود را نمایان ساخته است. در همین راستا و به منظور دستیابی به اهداف تعیین شده شرکت، همکاری گسترده و پیشبرد امور به صورت دموکراتیک از الزامات مدیریت نوین است. در ادامه به بررسی دقیق تر این موضوع خواهیم پرداخت.

ایده

«سال های ابتدایی صنعتی شدن در اروپا مانند میدان جنگ بود. اوضاع تا حد زیادی آشفته و گیج کننده سپری می شد.» این جملات نقل قول هایی از یک کتاب تاریخ نیست، بلکه نظر قابل توجهی است که بیل جورج، استاد دانشگاه هاروارد و کارآفرین آمریکایی، در سال های ابتدایی تحصیلش در هاروارد از استاد خود به یاد دارد.

اظهار نظر جورج در این مورد این گونه است:«در دهه ۶۰ میلادی پروفسور مطرحی که با او کلاس داشتم، معتقد بود که مدیریت شرکت ها کارکردی مانند سازمان دفاع دارد. در آن زمان به دلیل اعتبار علمی بالای استاد موردنظر، شرکت هایی مانند جنرال موتورز،AT&T و جنرال الکتریک از ایده وی پشتیبانی کرده و شرکت شان را بر این اساس سازمان دادند.اگرچه در آن زمان ایده سازمان دفاع بسیار همه گیر شده بود، با این حال گذر زمان به خوبی ایرادات چنین باوری را نمایان ساخت. از سه شرکتAT&T، جنرال موتورز و جنرال الکتریک تنها آخری توانسته بود تحت رهبری جک ولش خود را بازسازی کرده و در بازار باقی بماند. AT&T و جنرال موتورز در اواخر سده بیستم با مشکلات عمده ای دست وپنجه نرم می کردند. چنین شکست های خجالت آوری به خوبی از کارافتادگی ایده سنتی «سلسله مراتب از بالا به پایین» را نشان می داد.»

در کنار دلایل عمده ای که پروفسور جورج برای شکست سلسله سنتی تقسیم کار در شرکت ها به آنها اشاره کرده است، یک مورد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در واقع براساس گفته های بیل جورج، کارمندان مدرن تفاوت های اساسی با کارمند-کارگران دوره گذشته دارند. این تفاوت ها باعث شده تا آنها دیگر به دریافت مقدار مناسب دستمزد راضی نبوده و انتظار همکاری در تصمیم گیری های شرکت را داشته باشند. چنین انتظاری به طور طبیعی اهمیت همکاری بیشتر میان مدیران ارشد و کارمندان را در پی خواهد داشت.

علاوه بر اساتید دانشگاه هاروارد، اندیشمندان دانشگاهی دیگر نیز به نظریه پردازی در مورد موضوع ایده حاضر پرداخته اند. یکی از سرشناس ترین این افراد پروفسور مارتین هانسن، استاد دانشگاه کالیفرنیا است. هانسن معتقد است که تا ۲۰سال گذشته دنیای مدیریت حول محور مدیران قهرمان در گردش بوده است. با این حال در عصر کنونی همه  چیز دگرگون شده و مدیریت بهینه برندها نیازمند همکاری گسترده تر با کارمندان است.

اگرچه هانسن تأکید بسیار زیادی روی گسترش دامنه همکاری میان مدیران و کارمندان دارد، با این حال نکته مهم حد و مرز چنین همکاری است. به عبارت ساده، همکاری با کارمندان وسیله است نه هدف. تنها هنگامی باید اقدام به همکاری کرد که آشکارا راه بهتری وجود نداشته باشد. در هر حال اگر تمام تصمیم گیری ها را به کارمندان محول کنیم، در نهایت مقام مدیریتی خودمان به خطر خواهد افتاد.

آنچه در عمل باید انجام دهیم

-به یاد داشته باشید که در نهایت این شما هستید که در برابر افکار عمومی پاسخگو است. بنابراین بهتر است دامنه همکاری و دخالت کارمندان را به امور معمولی کاهش دهید.

بررسی شیوه کسب و کار کمپانی بیک / بیک، مثل بیک

بررسی شیوه کسب و کار کمپانی بیک / بیک، مثل بیک

بیک در سال ۱۹۵۰ به وسیله مارسل بیک تاسیس شد که نخستین خود کار های با کیفیت و مقرون به صرفه را تولید می کرد. در سال ۱۹۷۵، بیک نخستین تیغ یک سره خود را به بازار معرفی کرد و به پیشرو بازار در این زمینه تبدیل شد.

در دهه ۹۰، کمپانی تصمیم گرفت با ایجاد تنوع در محصولات، پاسخگوی نیاز مشتریان خود بوده و به رقیب سر سختی برای شرکت های تازه تبدیل شود. بنابراین بیک شکل جدیدی به ساختار خود داد و به محصولاتش ویژگی های تازه ای اضافه کرد.

برای مثال به تعداد تیغه هایش افزود. بیک تیغه های یک تکه خود را با نام BIC 1 ارائه کرد. بیک پروسه باز سازی برند خود را با معرفی BIC 2، ادامه داد و این کار پاسخگویی به نیاز مصرف کنندگانی بود که به دنبال تیغ های دو تکه و با قیمت مناسب بودند. به این ترتیب، با معرفی BIC 1 و BIC 2، بیک به هم افزایی برند رو آورد.

چرخه عمر و استراتژی ترویج محصول

بیک به تحلیل محصولات خود می پردازد و در ترویج و پشتیبانی از محصولاتش به چرخه عمر محصول توجه می کند. برای مثال بیک کریستال و تیغ کلاسیک بیک، با وجود به روز شدن و اصلاحات به کار رفته در آنها در طول چند سال گذشته، طراحی این محصولات تغییری نکرده است و همچنان در سراسر دنیا شناخته شده هستند.

زمانی که از این محصولات رونمایی می شود،  فعالیت های ترویج محصول روی ایجاد آگاهی و تشویق مصرف کنندگان به امتحان آنها تمرکز دارد. حالا که این محصولات به خوبی شناخته شده هستند، استراتژی ترویج و پیشبرد، روی پاداش دهی به مشتریان وفادار تاکید دارد تا با این روش، آنها را به خرید همیشگی این کالا ها ترغیب کنند.

زمانی که بیک تصمیم گرفت تیغ های سه لبه خود را معرفی کند، از حضور مارتین جانسن (قهرمان راگبی)، برای ارائه این برند، بهره برد. بیک هزینه هنگفتی را صرف تبلیغات بیلبوردی کرد و از مطبوعات داخلی برای تبلیغات خود استفاده کرد.

در طول دوره رشد محصول، بیک از داده های حاصل از تحقیق بازار بهره می برد تا از این طریق به درک درستی از توسعه بازار دست پیدا کند تا بهتر از همیشه پاسخگوی نیاز مشتریان خود باشد. بیک به پشتیبانی از محصولات خود نیز ادامه داد تا مصرف کنندگان بیشتری را به خود جذب کرده و آنها را تبدیل به مشتریان دائمی بیک کند.

هنگامی که محصول به رشد مورد انتظار می رسد، کارشناسان بازاریابی بیک باید به دنبال راهی باشند که جان تازه ای به آنها ببخشند. وقتی محصولی با کاهش فروش روبه رو می شود، کمپانی مانند بیک به دنبال محصولی برای جایگزینی آن خواهد بود تا نیاز مصرف کننده خود را بر آورده کند. به عنوان مثال تیغ Tough Beard از پورتفولیوی محصول بیک حذف شد چون تیغ جدید این کمپانی مورد استقبال بیشتری قرار گرفت.

چالش ها

در بازار پر رقابت بین المللی هیچ سازمانی دست روی دست نخواهد گذاشت. کمپانی های بزرگ به اهمیت تمرکز بر برند های قدرتمند خود آگاه هستند. برای مثال خط تولیداتی که در آنها مزایای رقابتی بیشتری به چشم می خورد و رشد مفیدی برای سازمان در پی خواهد داشت. این کار باعث می شود که شرکت ها:

-سرمایه گذاری بیشتری روی این دست محصولات کرده و منابع خود را روی آنها متمرکز کنند.

-از طریق بازاریابی مناسب، توسعه محصول، تبلیغات و فعالیت های ترویجی، آنها را مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهند.

توجه به مصرف کنندگان

بیک به دو دسته از مصرف کنندگان توجه دارد:

-خرده فروشان که محصولات خود را به طور مستقیم به آنها می فروشند.

-مصرف کنندگانی که از طریق خرده فروشان تامین می شوند.

بیک با بررسی جزییات نتایج حاصل از تحقیق بازار،  نیاز های این دو گروه از مصرف کنندگان را شناسایی می کند. در این مورد به کار گیری بهترین آمیخته محصول و الگو های تحویل دهی جهت پشتیبانی از محصول در فروشگاه خرده فروشان و مصرف کنندگان نهایی را می توان نام برد.

در یک شهر واقع در لهستان، بیک نه تنها به طور ۲۴ ساعت و تمام هفت روز هفته، سوپر مارکت ها، بلکه ۱۰۰ کیوسک روزنامه فروشی را نیز تامین می کند. برای انجام درست آن کار نیاز است که بیک، نیاز خرده فروشان و مصرف کنندگان را به طور همزمان شناسایی کند تا بتواند رضایت آنها را جلب کند.

نو آوری

بیک محصولات جدیدی را طراحی و معرفی کرد که فناوری های پیشرفته تری در آنها به کار رفته است. برای مثال بیک کریستال از جمله برند های پیشرو در سطح بین المللی است. جوهر ژله ای به کار رفته در خودکارهای کریستال بیک، فرآیند نوشتن را ساده کرده و در نوع خود کیفیت بسیار بالایی دارد.

برای تولید خود کار های جدید با جوهر ژله ای لازم بود که بیک ماشین آلات قدیمی خود را تعویض کند. اعمال این تغییرات به سه سال تحقیق و آزمایش نیاز داشت.

توسعه برند

بیک روی توسعه برند خود، سرمایه گذاری عظیمی کرده تا از این راه شناسایی و اعتبار برند خود را در میان مصرف کنندگان افزایش دهد. در سال ۲۰۰۳، بیک از قهرمان راگبی انگلستان، مارتین جانسن استفاده کرد تا تیغه های جدید سه لبه خود را معرفی کند.

از طرف دیگر بیک با کمپانی دیزنی هم همکاری و نوشت افزار هایی را تولید کرد که شخصیت های دیزنی روی آنها حک شده بود و مشتریان هدف این محصولات کودکان کم سن و سال بودند.

مصرف کنند گانبیک ارتباط تنگاتنگ و صمیمانه ای با خرده فروشان بر قرار کرده تا از این طریق اطمینان حاصل کنند که محصولات این کمپانی در بهترین فروشگاه ها و در نقطه ای قرار بگیرد که توجه مشتریان به آنها جلب شود.

این کار برای هر دوطرف پر فایده خواهد بود. خرده فروشان هم تمایل دارند که محصولات به خوبی فروش بروند.

امروزه بازار های بسیاری از کشور های توسعه یافته از خرده فروشان کمتر اما بزرگ تری استفاده می کنند به خصوص سوپرمارکت ها که برای رشد کسب و کار خود خواهان فروش محصولات پر طرفداری مثل تیغ و خود کار هستند.

ارزش های بنیادی و ساختار کمپانی

ارزش های یک سازمان، دستور العمل ها و قوانینی هستند که خط مشی آن را تعیین می کنند. ارزش های بیک به محصولاتش وابسته است و ارزش هایی که کاربردی در دسترس و جهانی هستند.

طبق این ارزش های بنیادی بیک محصولاتش را به سه دسته اصلی بخش بندی کرده که انبوهی از مشتریان را در سراسر دنیا به خود جذب می کند. هر یک از محصولاتی که در این دسته بندی ها جا گرفته اند به وسیله سیستمی مدیریت می شوند که وظیفه بازاریابی و گسترش آنها در سطح جهانی را بر عهده دارد.

بیک جایگاه خود را با بر قراری ارتباط و به کار گیری برخی قوانین بنیادی کسب و کار حفظ کرده است. این کمپانی با تمرکز بر تولید سه محصول شاخص خود (تیغ اصلاح، فندک و لوازم التحریر) و با شناسایی بخش های مختلف بازار به بیک این امکان را داده که محصولات مطابق با نیاز مشتریان تولید کند.

ساختار مدیریت را به چالش بکشید

ساختار مدیریت را به چالش بکشید

فردی را در نظر بگیرید که پس از چند سال فعالیت در یک شرکت به عنوان مدیرعامل آن برگزیده شده است. به احتمال فراوان فرد موردنظر آن روز پس از دریافت این خبر به خوشگذرانی خواهد پرداخت. تا نیمه های شب در فکر و خیال های بی انتها سر کرده و با همین افکار به خواب می رود. صبح نیم ساعت زودتر از خواب بیدار شده و بهترین لباسش را انتخاب خواهد کرد. با خوشحالی مسیر خانه تا شرکت را طی کرده و در انتها وارد اتاق مدیریت می شود.

چند روز ابتدایی را شاد و سرخوش از پیروزی به دست آمده خواهد گذراند، اما پس از آن است که رویاهای دور و درازش با سد محکمی برخورد می کند؛ «ساختار مدیریتی سنتی که بر شرکت حاکم است».

شاید امکان تغییر بسیاری از امور یک شرکت برای مدیرعامل وجود داشته باشد، با این حال ساختار مدیریتی یکی از آن خط قرمز هایی است که عبور از آن خطرناک خواهد بود. به همین دلیل اغلب ساختار مدیریتی را سنت غیرقابل تغییر قلمداد می کنند. این ساختار سنتی مدیرعامل را در بالاترین جایگاه و کارمندان را در مقام پایین تر قرار داده است.

اگرچه تغییر این ساختار دشوار است، با این حال در ایده حاضر قصد داریم تا راهکارهای ایجاد چنین تغییراتی را با شما در میان گذاریم.

ایده

نیک یانگ یکی از نخستین مدیرانی است که ساختار سنتی مدیریت را در شرکتش به چالش کشید. وی که بنیانگذار برند KongZhong  است، در مورد تغییر ساختار شرکتش چنین عقیده ای دارد: «تغییراتی که من در شرکتم اعمال کردم، شباهت بسیار زیادی به مجلس سنا دارد. هنگام اجرای این طرح، ۴۰ نفر در شرکت من مشغول به کار بودند. هر ۱۰ نفر یک سناتور داشتند.

به این ترتیب در مجموع چهار نفر نمایندگی کارمندان را برعهده داشتند. تمام تصمیمات شرکت در حضور اعضای سنای شرکت گرفته می شد. شاید باورکردن این امر سخت باشد، اما پس از مدتی به خوبی افزایش علاقه کارمندان نسبت به کسب وکار شرکت قابل مشاهده بود. در واقع افراد به نوعی خود را عضوی تاثیرگذار در شرکت حس کرده و برند KongZhong را عضوی از خود می دانستند.»

علاو ه بر نیک یانگ، ژانگ رویمین، مدیر اجرایی برند Haier نیز نظر مشابهی در مورد شیوه تغییر ساختار مدیریت شرکت ها دارد.

نخستن گام در بازسازی خلاقانه ساختار مدیریتی، تخریب خلاق ساختارهای قدیمی است. به طور معمول مدیرعامل در بالاترین مقام قرار گرفته و کارمندان انتهای جدول را پر می کنند. با این حال باید توجه داشت که در ساختارهای سنتی جای مشتریان خالی است. به این ترتیب فرصت مناسب برای اعمال تغییرات دلخواه فراهم خواهد شد. تلاش عمده شما باید در راستای ارتقای جایگاه کارمندان و مشتریان باشد. اگر لازم شد خود را در این نمودار ترسیم نکنید.

اگر بخواهیم صادقانه بررسی کنیم، در ارتباط با مشتری، مدیرعامل کمترین تاثیرگذاری را دارد. این کارمندان هستند که به طور مستقیم در تعامل با خریدارها هستند. به این ترتیب مسئله دیگری هم مطرح خواهد شد. در دیدگاه های سنتی نقش آموزش کارمندان به طور کلی نادیده گرفته می شود. با این حال در دنیای امروز یکی از مهم ترین عواملی که شرکت ها روی آن حساب باز می کنند، آموزش کارمندان به منظور بهبود عملکرد آنهاست. همچنین باید توجه داشت که ایجاد احساس مالکیت و تعلق کارمند به برند نیز می تواند تاثیرگذاری بسیار بالایی در عملکرد کلی شرکت داشته باشد.»

آنچه نیک یانگ و ژانگ رویمین روی آن تاکید دارند، به نوعی یک معامله برد-برد است. از یک سو کارمندان تاثیرگذاری بیشتری در امور شرکت پیدا کرده و از سوی دیگر شما به عنوان مدیرعامل از همکاری و عملکرد بهتر کارکنان بهره مند خواهید شد.

آنچه در عمل باید انجام دهید

- به یاد داشته باشید که روش های سنتی مدیریت برند به طور کلی ریشه در قرن ۲۰ دارند. اگرچه این شیوه ها در نوع خود جالب هستند، با این حال باید توجه داشت که سده ۲۱ نیاز به سبک مدیریت جدید و منطبق با تغییر و تحولات نوین دارد.

- امروزه مدیریت بهینه یک شرکت نیازمند جلب رضایت کارمندان است. اگر فکر می کنید که افراد باید از شما به دلیل استخدام کردن شان سپاسگزار باشند، در اشتباهی بزرگ غوطه ور هستید. افکار دموکراتیک به درون ساختار شرکت ها نیز نفوذ کرده است.

- یکی از ویژگی های اصلی هر مدیری خلاقیت است، بنابراین از انجام فعالیت های متفاوت هراس نداشته باشید.

بررسی شیوه های کسب و کار کمپانی کنن / چیزی که ما اعتقاد داریم را ببینید

بررسی شیوه های کسب و کار کمپانی کنن / چیزی که ما اعتقاد داریم را ببینید

کمپانی ژاپنی کنن، در سال ۱۹۳۳ تاسیس شد و در دهه ۳۰، خود را به عنوان تولید کننده دوربین های عکاسی معرفی کرد. این کمپانی در تولید دوربین های خود، از نو آوری و توسعه محصول بهره می برد و در سال ۱۹۶۴، اعلام کرد که قصد دارد محصول جدید خود با نام Canola130 را تولید کند. این ماشین حساب نخستین ماشین حساب ۱۰ دکمه ای الکترونیکی بود که در آن دوره ساخته می شد.

در طول دهه ۶۰، به عنوان یک کمپانی بین المللی شناخته می شد و صادرات محصولاتش به سایر کشور ها افزایش پیدا کرده بود. در سال ۱۹۶۸، کنن به سمت ساخت دستگاه های کپی رو آورد و در اواسط دهه ۷۰، پرینتر های لیزری را تولید کرد.

در طول دهه ۸۰ تا ۹۰، کمپانی به نو آوری خود ادامه داد و رایانه های پیشرفته، دوربین های پیچیده تر، دستگاه های کپی جدید و سیستم های عکس برداری دیجیتال را روانه بازار کرد. کنن همیشه به دنبال ساخت محصولاتی بود که دوستدار محیط زیست و قابل باز یافت باشند.

اداره بخش مرکزی کسب و کار

شرکت هایی که قصد دارند در زمینه تولید محصول و خدمات، الگویی برای شرکت های دیگر باشند، باید در بحث نو آوری پیشگام بوده و دائما خود را نو کنند.

کنن مفتخر است که از طریق تحقیق، به فناوری های پیشرفته دست پیدا کرده است. مراکز تحقیقاتی این کمپانی در اروپا، ایالات متحده و ژاپن واقع شده اند. کنن در فضای به شدت رقابتی در حال فعالیت است. این شرکت همیشه سعی دارد محصولات جدید را به سرعت و با قیمت مناسب، روانه بازار کند.

کنن برای استراتژی مدیریت اطلاعات اهمیت ویژه ای قائل بوده و وجود آن را برای موفقیت یک کسب و کار، ضروری می داند. امروزه، کسب و کار های مختلف با حجم عظیمی از اسناد، ایمیل ها و سایر کاغذ بازی های اداری رو به رو هستند. کنن از فناوری و مهارت خود برای کنترل این داده ها بهره می برد. این شرکت به مدیریت اطلاعات و تقسیم آن در بخش های مختلف سازمان، آشنایی کامل دارد.

کنن از مهارت هایش برای رشد کسب کار خود بهره برده و تلاش دارد با کمک این مهارت ها، تاثیر گذار تر، پرمحصول تر و سود آور تر باشد. کنن از اهمیت سیستم های تلفیق اطلاعات و ارتباطات آگاه است و در جایگاهی قرار دارد که قادر است سایر سازمان ها را برای پیشبرد مدیریت سیستم های اطلاعاتی شان راهنمایی کند. این کمپانی با پیشینه درخشان خود، دائما به دنبال روش هایی است که از طریق آنها بتواند نیاز مشتریان خود را بر طرف کند.
 
مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک در واقع برنامه ریزی های بلند مدتی هستند که به طور واضح و با فکر قبلی ایجاد شده اند، به این ترتیب بهترین راه برای مواجهه با مشکلات سازمان این است که از قبل، مشکلات احتمالی را پیش بینی کرده و آماده مقابله با آنها باشیم. معمولا در مبحث کسب و کار، بین سازمان های انفعالی و فعال، تمایز قائل می شویم.

سازمان های فعال به طور معمول برای آینده کسب و کار خود برنامه های از پیش تعیین شده دارند. متاسفانه اکثر شرکت های بریتانیایی، به خصوص در زمینه استراتژی مدیریت اطلاعات، عملکردی انفعالی دارند. مشکل اینجاست که شرکت هایی که توسعه پیدا می کنند، باید به روش های پیچیده تری با نیاز مشتریان خود رو به رو شوند، بنابراین سیستم های قدیمی مدیریت اطلاعات آنها، دیگر پاسخگو نخواهند بود و باید به روز شوند.

تصویر کلی

کلید اصلی موفقیت مدیریت اطلاعات، اتصال اجزای مختلف یک سیستم اطلاعاتی به یکدیگر است. برای مثال با اتصال دستگاه کپی به سیستم های داخل یک سازمان، تمام کارکنان قادر خواهند بود از طریق رایانه خود، فایل های مورد نیاز خود را کپی کنند.

مدیریت اطلاعات برای کمک کردن به کارکنان به وجود آمده تا از این راه به شکل موثر تر و ساده تری، کار های روزانه خود را انجام دهند. یک سیستم اطلاعاتی کامل این اطمینان را حاصل می کند که:

-کارکنان زمان کمتری را برای پیدا کردن، استخراج کردن و اصلاح کردن داده ها صرف می کنند.

-برای استفاده از داده ها، زحمت کمتری متحمل می شوند.

-کمتر از داده های کاغذی استفاده می کنند.

-دسترسی به یک سیستم ایمن که در مواقع نیاز، از اطلاعات محرمانه محافظت می کند.

به کارگیری اطلاعات

کنن برای توسعه سیستم مدیریت اطلاعات انواع سازمان ها، نقش بسزایی ایفا کرده. این کمپانی همچنین سیستم ICT را در بخش آموزش به وجود آورد. این سیستم، میزان هزینه ها و فعالیت معلمان را کاهش می دهد، بنابراین این امکان به آنها داده می شود که تمرکز بیشتری روی کار خود داشته باشند. با کمک ICT، توانایی یاد گیری و تمرین دانش آموزان افزایش پیدا کرده و مهارت های مدیریت اطلاعات آنها بهتر خواهد شد.

برای مثال، دانش آموزان قادر خواهند بود از راه دور یا از داخل منزل، برای انجام تکالیف شان به وب سایت مدرسه خود دسترسی داشته باشند. این وب سایت همچنین یادداشت های درسی برای والدین دانش آموزان فراهم کرده تا با این روش، به یادگیری بهتر دانش آموزان کمک کند.

مدارس، سازمان های نسبتا بزرگی هستند که می توانند از اقتصاد تکنیکی بهره ببرند. اقتصاد تکنیکی از روش های پیچیده ای استفاده می کند که باعث کاهش در هزینه ها می شود.

نقاط ضعف

با وجود جهانی بودن نام کنن، این کمپانی همچنان بازار های قدیمی خود یعنی اروپا، ایالات متحده، چین و ژاپن را حفظ کرده است. این مسئله کسب و کار این کمپانی را تنها محدود به بازار این کشور ها کرده و انتظار می رود فعالیت کنن در بازار کشور های دیگر نظیر برزیل و آفریقای جنوبی نیز گسترش پیدا کند. با این کار، کنن خواهد توانست در بازاری که به سرعت و در سطح جهان در حال گسترش است باقی مانده و در برابر رقبای بین المللی خود قد علم کند.

فرصت ها

اگرچه کنن در چین به شکل گسترده ای فعال بوده و برند های مختلفی را به بازار این کشور معرفی کرده، اما فرصت های این کمپانی با توسعه در بازار سایر کشور های آسیایی، رونق بیشتری خواهد گرفت. در  نتیجه، به دلیل افزایش روزافزون محصولات دیجیتالی در بازار آسیا، میزان سود دهی این کشور با رشد قابل توجهی رو به رو خواهد شد.

تهدید ها

تهدید اصلی که متوجه این کمپانی است، سایر رقبای کنن هستند؛ رقبایی مانند شارپ، توشیبا، سامسونگ و سایر کمپانی هایی که در تلاش برای بهترین بودن هستند. کنن برای مقابله با رقیبانش، از خط تولید تمام خود کار بهره می برد، تا به این ترتیب در بازار بین المللی و رقابتی باقی بماند.

توسعه محصول

تولید محصولات جدید به منظور حفظ مشتریان وفا دار صورت می گیرد و به این ترتیب، کمپانی با تمرکز بر معرفی محصولات جدید و اصلاح شده، سعی دارد توجه مصرف کنندگان را به خود جلب کند.

این استراتژی با رویکرد توسعه و به روز رسانی دائم محصولات، همزمان باعث حفظ وفاداری مشتریان نیز خواهد شد.

عِرق ایرانی

عِرق ایرانی

برخی عرق ایرانی دارند برخی هم ندارند.

اگر باور نمی کنید در ادامه نوشته همراه ما باشید.

این روزها در بازار کفش تبریز فروشگاه های زیادی تابلوی کوچکی را در مغازه های شان آویزان کرده اند با این نوشته:

«با افتخار فقط اجناس ایرانی می فروشیم.»

همین تابلوی کوچک در بازار تبریز انقلاب به پا کرده.حالا ۴۰۰ فروشگاه در پایتخت کفش ایران دست به دست هم داده اند که جز کفش ایرانی نفروشند و بازار بحران زده تولید داخلی را از دست کفش خارجی و قاچاق نجات دهند.

این ابتکار تبریزی ها به سایر شهرهای استان آذربایجان شرقی هم کشیده و مراغه ای ها، شبستری ها، مرندی ها و آذرشهری ها هم به این حرکت خودجودش بازاری های تبریز پیوسته اند.

ایده این حرکت هوشمندانه نخستین بار به ذهن علیرضا جباریان فام، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان کفش تبریز رسید.

خودش می گویدکه از یک ماه پیش چهار بازرس اتحادیه را به بازار فرستادم و بنا شد فروشندگانی را که تنها کفش ایرانی می فروشند شناسایی کنند و ما برای این فروشندگان یک تابلو با این جمله که روی آن نوشته بود«با افتخار فقط اجناس ایرانی می فروشیم.» طراحی کردیم و در اختیار آنها قرار دادیم.

او ادامه می دهد: با شروع این کار تعدادی از بازاری ها هم که کفش خارجی می فروختند به ما پیوستند و با خارج کردن اجناس خارجی از مغازه های شان تصمیم گرفتند تولید ایرانی را حمایت کنند.

هر هفته تعداد بازاری های حامی تولید ایرانی بیشتر و بیشتر می شود تا آنجا که ظرف یک ماه ۴۰۰ فروشگاه تبریز دست به دست هم داده تا این اقدام بزرگ برای حمایت از تولید ملی را به سرانجام برسانند.

او می گوید که در همین مدت کوتاه چهار شهر استان به حرکت جمعی بازارهای تبریز پیوستند و تولیدکنندگان کفش استان خراسان هم که از این حرکت آگاه شده بودند از این حرکت تبریزی ها اعلام حمایت کرده و گفته اند به زودی این طرح را در استان شان به اجرا در می آورند.

مرغوبیت کفش ایرانی به اندازه ای است که تولیدکنندگان و فروشندگان، کفش ایرانی را به اسم کفش ترکیه می فروشند و واردکنندگان روی کفش چینی برچسب ایرانی می زنند تا بتوانند آن را  در بازار داخلی بفروشند.

جالب اینکه دو هفته پیش تصمیم گرفتیم کانتینری از کفش ایرانی را به ترکیه صادر کنیم اما متوجه شدیم که ترکیه تعرفه واردات کفش ایرانی را به ۷۰درصد رسانده است در حالی که برای واردات کفش چینی ۱۵درصد تعرفه اعمال می شود که این نشان می دهد ترکیه ایران را به عنوان یک رقیب بزرگ برای تولیدکنندگان خود می داند.

جباریان می گوید مردمی که حاضر نباشند برای خودشان کاری انجام دهند نباید انتظار داشته باشند دیگران برای آنها کاری کنند.

بنابراین از همه مصرف کنندگان ایرانی می خواهیم برای حمایت از تولید خودمان و برای حمایت از مشاغل کشورمان آغازگر باشیم و فقط کالای ایرانی بخریم.

او تاکید می کند که اگر کیفیت کالای ایرانی را مناسب نمی دانیم به این خاطر است که بسیاری از تولیدکنندگان در شرایط ناگوار و دشوار فعالیت می کنند...

دوستان درک و فهم کارهای درستی که باید انجام شود واقعا نیاز به داشتن مشاوران بلند پایه یا تحصیلات آنچنانی نیست؛ تنها غیرت می خواهد و عرق ایرانی.

اندیشمندانه بیندیشیم.

ستون امروز بر مبنای نوشته ای از مریم شکرانی در روزنامه شهروند ۱۷ بهمن تهیه شده است.

DBA با گرایش بازاردانی (مارکتینگ)

انتخاب دستیاران برتر

انتخاب دستیاران برتر

اگر مدیریت یک شرکت را بر عهده دارید، ایده حاضر را به خوبی درک خواهید کرد. البته این به معنای آن نیست که افراد معمولی و کارآفرینان تازه کار قادر به استفاده از مطالب این شماره نخواهند بود. به عبارت ساده، بعضی از مشکلات رهبری و مدیریت برندها تا زمانی که درگیرشان نشده باشید، به نظر ساده و پیش پا افتاده می رسد. یکی از چنین مسائلی، اهمیت انتخاب دستیاران برتر است. همان طور که در ایده های قبلی اشاره شد، ایده ها ی مناسب باید در سریع ترین زمان ممکن اجرایی شوند.

در غیر  این صورت یک شرکت دیگر قبل از آنکه فکرش را کنید، ایده تان را عملی خواهد ساخت. البته این به معنای سرقت ایده ها نیست. در واقع طرح جذابی که در ذهن دارید، به طور همزمان برای بسیاری از افراد دیگر نیز مطرح است.

اهمیت حضور دستیاران ماهر نیز به طور کلی به منظور افزایش سرعت مدیریت شرکت است. به این ترتیب دیگر لازم نیست خود را درگیر تمامی امور مدیریتی کنید. کارها را دستیاران تان انجام داده و شما تنها نظارت خواهید کرد. البته باید به خاطر داشت که در انتخاب دستیاران، لازم نیست افراد شبیه به خود را انتخاب کنید. دستیاران تان بهتر است ترکیبی از افراد مختلف با مهارت های گوناگون باشند. در ادامه به بررسی اهمیت و دلایل این شیوه انتخاب دستیاران خواهیم پرداخت.

ایده

همه ما دوست داریم هنگامی که به یک مقام مدیریتی به همراه جایگاه اجتماعی مناسب دست یافتیم، برای مدت طولانی آن موقعیت را حفظ کنیم. در اینجا قصد ندارم به سرزنش چنین تفکری پرداخته و شما را سرزنش کنم. اگر قصد دارید برای مدتی طولانی در یک مقام مناسب باشید، بهتر است به یک نکته کلیدی توجه کنید: «رفع نقاط ضعف مدیریتی. »

بدون شک همه افراد دارای نقاط قوت و ضعفی هستند. این ویژگی انسان هاست و اگر قرار بود در همه کارها تخصص کافی داشته باشیم، دیگر زندگی اجتماعی بر مبنای تقسیم کار و تخصص گرایی معنایی نداشت.

بر همین اساس می توان اهمیت دستیاران ماهر را بهتر درک کرد. استخدام دستیارانی که توانایی بهبود نقطه  ضعف های مدیریتی تان را داشته باشند، یکی از هوشمندانه ترین تصمیماتی است که هر فردی باید بگیرد. البته در این میان باور سنتی و غلط موجب شده تا بیشتر افراد نسبت به چنین اقدامی تردید داشته باشند. داستان بسیار ساده است: «اگر من در این زمینه ضعیف عمل می کنم، استخدام نیروی ماهر ممکن است باعث جایگزینی آن فرد با من شود.»

اجازه دهید خیال تان را راحت کنم. اگر به قدری در یک موضوع ضعیف هستید که حضور یک فرد ماهر را خطری برای جایگاه تان قلمداد می کنید، بهتر است در اسرع وقت خود را برای ترک مقام تان آماده کنید. مقام مدیریت برای افرادی است که توانایی بالاتری در مقایسه با سایر افراد داشته باشند. در این راستا استفاده از دستیاران ماهر نه تنها موقعیت شغلی تان را تهدید نخواهد کرد، بلکه باعث بهبود مهارت های تان نیز می شود.

دیزی پون یک نمونه واضح از کارآفرینی است که اهمیت بسیار زیادی برای دستیارانش قائل است. دیزی در ابتدا یک موسسه صادرات مواد غذایی در چین تاسیس کرد. ماجرای جالب زندگی وی اما در همکاری گسترده ای است که با مجموعه رستوران های Ajisen دارد. این ماجرا مربوط به زمانی است که وی به منظور انجام پاره ای از کارهای موسسه اش به ژاپن سفر کرده بود.

در این سفر دیزی با مجموعه رستوران های Ajisen  و غذای مشهورش  noodle soup  (سوپ ماکارونی) آشنا شد. این آشنایی جرقه ای بود تا پون ترغیب به تاسیس نمایندگی این برند در هنگ کنگ و سایر شهرهای چین شد. جالب است بدانید که اکنون مجموعه رستوران های Ajisen  یکی از محبوب ترین برندهای حوزه فست فود در میان چینی ها است.

دیزی در مورد اهمیت وجود دستیاران ماهر در کنار هر مدیری اظهار نظر جالبی دارد: «حضور دستیاران اساس کار را شکل می دهد. تصور شروع کسب وکار بدون دستیاران مناسب مانند معماری یک بنا بدون حضور مهندس است. تقسیم کار میان دستیاران باعث پیشرفت سریع و بهتر امور می شود.

حوزه روابط عمومی، مدیریت کارکنان، مدیریت منابع، حوزه روابط خارجی و در نهایت مدیریت داخلی از جمله اموری است که بدون حضور دستیاران ماهر قابل حل وفصل نیست.»

آنچه در عمل باید انجام دهید

- دستیاران خود را هوشمندانه انتخاب کنید. آنها باید نقاط ضعف شما را پوشش دهند. در همین راستا انتخاب افراد گوناگون با مهارت های متنوع انتخاب مناسبی خواهد بود.