کسب کار

چیدن فرصت ها در باغ نیازها

چیدن فرصت ها در باغ نیازها

با ظهور عصر ارتباطات بسیاری از معادلات گذشته در زمینه های مختلف دچار دستخوش و تغییر شد. حوزه کسب و کار نیز از این قاعده مستثنی نبود و کم کم کسب و کارهای سنتی جامه سفر بر تن می کنند و جای خود را به کسب و کارهای نوین خواهند داد.

دیگر معادلات دنیای کسب و کار را فقط پیرمردان چرتکه به دست تعیین نمی کنند، بلکه امروزه جوانانی تازه به دوران رسیده با یک ایده می توانند کسب و کارهای پیرمردان چرتکه به دست را از گردونه رقابت خارج کنند و آن فضای موروثی ای که بر بازار سنتی حاکم بود و پسر نجار، نجار می شد و پسر بقال نیز بقال، در حال رخت بر بستن است و نقش دانش، خلاقیت، کار تیمی و مهارت در پایه ریزی کسب و کارهای نوین در حال گسترش است.

کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نبوده و کم و بیش فضای کسب و کار در حال انجام اصلاحات یا یک نوع حالت گذار است و حرف از ایده های نو و جدید در دنیای کسب و کار به بحث داغ بسیاری از جوانان تبدیل شده است، چرا که ایده ها شالوده کسب و کارها را پایه ریزی می کنند و هر چقدر یک ایده بتواند بیشتر نیاز جامعه هدف خود را برآورده سازد، موفق تر خواهد بود، اما بحث بر سر این است که ایده راه اندازی و شروع یک کسب و کار جدید را چگونه می توان کشف کرد و این نوشته درصدد بیان آن است که چگونه می توان ایده های ناب برای شروع یک کسب و کار جدید را کشف کرد.

در طول تاریخ هموراه مشاغل مختلف برای پاسخ به نیازهای مختلف به وجود آمده اند. هنگامی که بشر به این نتیجه رسید باید سلاحی سرد برای دفاع از خود داشته باشد، از این رو شغل آهنگری شکل گرفت تا به این نیاز پاسخ دهد. یا اینکه با پیشرفت بیشتر جوامع و شکل گیری فضای شهرنشینی و یکجانشینی، این احساس نیاز در بین مردم به وجود آمد که برای تهیه برخی مایحتاج زندگی باید به برخی از نقاط دیگر سفر کرد به همین خاطر عده ای با درک این نیاز حرفه تجارت را پیشه ساختند و خطر سفر را به جان خریدند تا بتوانند از این طریق هم خود سودی به دست آورند و هم نیاز مردم را برآورده سازند.

از این رو در طول تاریخ همواره مشاغلی که به وجود آمده اند پاسخ به یک نیاز بوده اند؛ نیازی که عده ای آن را درک کرده و توانسته اند به آن نیاز پاسخ دهند. در واقع می توان گفت یکی از راه های کشف یک ایده، پیدا کردن یک نیاز مهم و اساسی است. هر چقدر این نیاز مهم باشد، جامعه هدف بزرگ تری داشته باشد و هرچقدر بتوان به نحو بهتری به این نیاز پاسخ داد، قابلیت اجرایی کردن ایده بیشتر خواهد شد.

یک فرد تا زمانی که خود جزو جامعه هدف نباشد و بین آنها زندگی نکرده باشد، نمی تواند به ایده ای برای پاسخ به نیازهای آنان دست پیدا کند. از همین رو اکثر متخصصان کسب و کار نگاه به زندگی روزمره را بهترین جا برای یافتن یک ایده می دانند. به عنوان مثال در کلانشهری مانند تهران به علت مشکلات خاص شهری نظیر ترافیک، مشغله های زیاد و چندشغله بودن، افراد به شدت درگیر فعالیت های روزمره هستند و تمایل دارند فعالیت های روزمره خود را هر چقدر سریع تر انجام داده و به بقیه فعالیت های کاری خود برسند و در واقع خواهان آن هستند که فعالیت های خدماتی نظیر پخت و پز غذا، خرید، نگهداری از کودکان و سالمندان را برون سپاری کنند.

از این رو ایده هایی که در زمینه فعالیت های خدماتی هستند در این شهر بسیار موثر واقع شده است و کسب و کارهای نوپا در زمینه خرید و حمل و نقل اینترنتی هر کدام با پاسخگویی به یک نیاز توانسته اند در بین شهروندان تهرانی برای خود محبوبیت فراوانی کسب کنند. آنچه در اینجا حائز اهمیت است این است که صاحبان هر کدام از این کسب و کارهای نوپا خود در بین شهروندان تهرانی زندگی کرده و همان مشکلات و نیازها را درک کرده اند نه اینکه خود در یک فضای بیرون از فضای جامعه هدف نشسته باشند و سپس فکر کنند.

بنابراین ایده ها و فرصت های کسب و کار را باید ابتدا در بین نیازها و دغدغه های خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم پیدا کرد نه در جای دیگر. کما اینکه فردی که در شهر به دنیا آمده و در بین جامعه کشاورزی و روستایی زندگی نکرده است به خوبی نمی تواند فرصت های کسب و کار را در زمینه کشاورزی تشخیص دهد، هرچند در این زمینه مطالعه کند یا حتی رشته تحصیلی اش در این زمینه باشد. بنابراین برای تشخیص فرصت های کسب و کار باید حداقل مدتی را در بین جامعه هدف زندگی کرده باشیم و با سبک زندگی آنان، اخلاق، فرهنگ، نیازها، مشکلات آنان آشنا شد و خود آن مشکلات و نیازها را لمس و درک کرد.

ارتباط با نویسنده: Moradimilad909@gmail.com

در شرکت جدید گرد و خاک به پا کنید

در شرکت جدید گرد و خاک به پا کنید

یکی از تجربیات مشترک میان کارمندان نقل مکان از یک شرکت به شرکتی دیگر است. به طور معمول چنین اتفاقی برای همه کارمندان رخ می دهد. براساس پژوهشی که اخیراً در استرالیا انجام شده است، هر کارمند در طول فعالیت حرفه ای خود حداقل چهار بار شغل خود را عوض خواهد کرد. صرف نظر از علت تغییر شغل و تأثیر آن روی شرایط افراد، تحلیل شرایط جدید کاری و نحوه کسب موفقیت در چنین فضایی از اهمیت بالایی برخوردار است.

به عبارت ساده، شما طبیعتا در بدو ورود به یک شرکت از سایر کارمندان عقب تر هستید. همچنین ذهنیت مدیران میان رده و اجرایی نیز نسبت به شما خنثی خواهد بود. در عین حال باید توجه داشت که مدیران ارشد نیز به احتمال زیاد شما را به یاد نمی آورند. چنین شرایطی باعث خواهد شد تا سال نخست فعالیت در شغل جدید بسیار زجرآور شده و سبب تغییر شغل های کوتاه مدت شود.

در چنین شرایطی شما دو راه بیشتر نخواهید داشت. نخست تن دادن به شرایط جدید و به عبارت بهتر حل شدن در فرآیند سازمانی جاری در شرکت یا اقدام برای تغییر سازوکارهای موجود به همراه خودنمایی در شرکت جدید تان.البته انتخاب میان این دو گزینه تا حدود زیادی به شخصیت افراد نیز ارتباط دارد. از منظر روانشناسی شخصیت افرادی که بیشتر اهل ریسک بوده و برنامه ریزی در مرحله بعدی استراتزی عملکردشان جای دارد، بیشتر اهل تخریب خلاق سازوکارهای موجود هستند.

چنین تخریب خلاقی به آنها این فرصت را می دهد تا توانایی های خود را به مرحله اجرا درآورده و مدیران ارشد را تحت تأثیر قرار دهند. با این حال انجام چنین تغییر و تحولی به راحتی مطالعه آن در ستون روزنامه ها نیست.  استخدام شما در یک شرکت از دو حالت خارج نیست. در الگوی نخست شما به عنوان یک متخصص و با ارائه پیشنهاد رسمی شرکت موردنظر به آن سازمان پا خواهید گذاشت. الگوی دوم که اغلب کارمندان در آن جای خواهند گرفت، استخدام به صورت معمولی و شرکت در گزینش هاست. در حالت اخیر شانس شما برای ایجاد تغییرات بسیار پایین است.

در واقع شما عنصر تأثیرگذاری در سازمان موردنظر نخواهید بود. تنها انتظاری که در این حالت از شما دارند، انجام درست و دقیق فعالیت های روزمره و عادی است. اگر قصد ایجاد تغییرات با استفاده از چنین جایگاهی را دارید، راه نسبتا دشواری را پیش رو خواهید داشت. با این حال نباید ناامید شده و دست از تلاش برداشت. نخستین کاری که لازم است انجام دهید، انجام درست امور پیش بینی شده است؛ به همین سادگی. در واقع اگر به عنوان یک کارمند قادر به انجام کارهای خواسته شده نباشید، ایده های تان مورد توجه قرار نخواهد گرفت.

اندکی پس از انجام امور روزمره و تکراری نوبت به ارائه ایده های جدید خواهد رسید. یافتن ایده های جدید در برندهای کوچک در مقایسه با شرکت های بزرگ کار آسان تری است. در واقع شرکت های بزرگ دارای بخش های گوناگونی هستند که شما را مجبور به بررسی شرایط هرکدام از این بخش ها و سازگار کردن ایده موردنظر با شرایط کلی آن بخش ها خواهد کرد.

اگر جزو عده معدودی هستید که به صورت تشریفاتی و با ارائه دعوت نامه رسمی به استخدام یک شرکت درآمده اید، به شما تبریک می گویم. مطمئن باشید که هدف آن شرکت از استخدام شما ایجاد تغییر و ایده پردازی بوده است. در واقع شما در ذهن مدیران ارشد مانند یک آرانس ایجاد تغییر و تحولات هستید. تنها کاری که در این شرایط لازم است انجام دهید، بررسی ایرادات موجود در عملکرد شرکت و استفاده از دانش، تجربه و مهارت خود در ارائه ایده های جدید برای رفع آنهاست.
 
توصیه های حرفه ای از مدیران موفق

هنگامی که یکی از دوستان من یکی از شرکت های محلی فعال در زمینه ارتباطات را به مقصد شرکت اریکسون ترک کرد، وضعیتی شبیه به همه کارمندان تازه وارد داشت. ترس از خطر کردن و ارائه ایده های نوین او را تبدیل به کارمندی معمولی کرده بود. با این حال برند اریکسون هرگز کارمندان معمولی نمی خواهد. موفقیت های این برند بدون شک ریشه در سیستم فعالیت کارمندان آن دارد.

بر همین اساس نخستین ایده ای که دوستم ارائه کرد، مطابق با یکی از اصول اصلی این برند سوئدی بود: «احترام به مشتری». بر همین اساس محل پارکینگ اعضای شرکت تغییر کرده و بهترین پارکینگ های موجود در اختیار مشتریان قرار گرفت. اگرچه این ایده در نگاه نخست بسیار ساده است، با این حال درآمدی بر ارائه ایده های بزرگ تر و فرار از روزمرگی کاری بود.

گفت و گوی «فرصت امروز» با احمد طایفه، طراح دوخت و لباس / حرفه‌ ای جذاب با چالش‌ های ناگزیر

گفت و گوی «فرصت امروز» با احمد طایفه، طراح دوخت و لباس / حرفه‌ ای جذاب با چالش‌ های ناگزیر

از زمان های اولیه خلقت که بشر با اطراف خود آشنا شد، به فکر استفاده از امکانات محیط برای رفع نیاز پوشش خود افتاد و این پوشش در گذر زمان دستخوش تغییراتی شد تا امروز که طراحی و دوخت لباس به یک علم تبدیل شده و به تناسب شرایط اقلیمی، اقتصادی، آداب و رسوم اجتماعی و... در حال تحول و گسترش است.

از این رو «فرصت امروز» در گفت وگو با احمد طایفه، کارآفرین در رشته طراحی دوخت و لباس، طراح پروژه های گلدوزی و مدیر گالری گلدوزی به بررسی ابعاد مختلف این حرفه و مسیر موفقیت وی پرداخته که در ادامه می خوانید.

تاریخچه

احمد طایفه با اشاره به تاریخچه این کسب و کار می گوید: این سبک سال هاست در ایران در حال اجراست. نخستین چرخ خیاطی در ایران توسط مظفرالدین شاه از سفر فرنگ آورده شد، اما سال ها طول کشید تا این اختراع جدید جای دوخت و دوز به روش سنتی را بگیرد و فراگیر شود.

در ابتدا مردم نسبت به استفاده از این وسیله واکنش نشان می دادند و دوختن لباس با چرخ خیاطی را حرام می دانستند و اعتقاد داشتند این چرخ ها باعث از بین رفتن و بی کیفیت شدن پارچه می شود، اما به مرور زمان این وسیله هم مانند هر وسیله دیگری که در قدیم نسبت به آن واکنش نشان داده می شود، مورد استفاده قرار گرفت و این چرخ ها نیز جای خود را در میان مردم باز کردند.

نقطه شروع

وی می افزاید: تحصیلات من در رشته موسیقی ساز کلاسیک (پیانو) است و ارتباط خاصی به زمینه فعالیتم ندارد.

من در ابتدا از طریق سیستم آموزشی طرح کاد که سال ها پیش در ایران وجود داشت با دوخت و دوز آشنا شدم و پس از مدتی به صورت آموزشی پیوسته و به صورت تجربی شروع به کار کردم.  طرح کاد و دانش طرح پروژه ای در نظام قدیم آموزشی ایران بود که در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ در دبیرستان های ایران اجرا می شد. در این طرح وزارت آموزش و پرورش، دانش آموزان دبیرستانی در هفته یک روز را برای کارورزی در یکی از مراکز صنعتی و آموزشی طی می کردند. پس از گذشت سال ها، چندین دوره آموزشی طراحی لباس را در انجمن طراحان ایران گذراندم و شاخه باتیک را در سازمان صنایع دستی ایران با موفقیت طی کردم.

مسیر رشد کسب و کار

این طراح دوخت و لباس با اشاره به تعداد اعضای کارگاه می گوید: در حال حاضر به طور پیوسته سه نفر هستیم که در این کارگاه فعالیت می کنیم، اما به صورت مقطعی یا ناپیوسته پنج یا شش نفر، بسته به ظرفیت موجود در کار، کم یا اضافه می شویم.

وی می افزاید: البته هنوز نمی توانم بگویم که موفقیتی که انتظارش را دارم حاصل شده، اما از عواملی که تاکنون مرا به سوی موفقیت هدایت کرده است می توانم به پشتکار، فراگیری دانش تخصصی لازم، استفاده از فضای مجازی، میل به به روز بودن و صبر و استقامت در کار اشاره کنم.

وی در خصوص حمایت های مالی در این کسب و کار می گوید: من برای شروع کسب و کارم از وام های بانکی استفاده کردم که البته بهره های بالایی دارند و در واقع حمایت خاصی از تولید کننده نمی شود. چه بسا اگر بانک ها و موسسات مالی از این صنعت حمایت بیشتری کنند، همکاران ما می توانند به طور مستقیم اشتغال زایی داشته باشند.

وی می افزاید: متاسفانه این حرفه به مرور زمان در میان مردان از بین رفته است زیرا به خاطر تورم و گرانی های موجود در بازار این شغل برای جبران هزینه های زندگی یک شخص کافی نیست، اما در میان زنان، خصوصا خانم های جوان که تحصیلات مرتبط با این رشته را دارند شاهد رشد زیادی هستیم.

تجربه تلخ، اما شیرین

احمد طایفه به یکی از خاطراتش در این حرفه اشاره می کند و می گوید: به یاد دارم در ایران، اوایل شروع به کارم بود و با خانمی که صاحب یک مزون بودند همکاری می کردیم. یک روز ایشان لباس بسیار پیچیده ای از طرح های آرمانی _ یکی از طراحان بزرگ دنیا _ را برای یکی از مشتریان شان به من سفارش دادند.

به یاد دارم که این طرح حدود ۱۰ متر پارچه مصرف می کرد و از جایی که باید این طرح را از روی فیلم برمی داشتم، متوجه یک برش خاص در آن طرح نشدم و لباس را خراب کردم. از طرفی چون هزینه خسارت این پارچه زیاد بود بسیار نگران بودم. هنگامی که نزد صاحب مزون رفتم و گفتم که چنین مشکلی پیش آمده، ایشان برخورد عجیبی داشتند که هرگز آن را فراموش نمی کنم.

بر خلاف تصورم ایشان گفتند که اشکالی ندارد و در خیاطی زیاد از این اتفاق ها می افتد. ایشان به من گفتند برو به حساب من دوباره پارچه بخر و نگران نباش و بعد خودشان هم آمدند و با هم الگو سازی را انجام دادیم. وقتی لباس آماده شد، ایشان از نتیجه کار بسیار راضی بودند و این برخودشان را هرگز فراموش نمی کنم.

وی می افزاید: طراحان بزرگ دنیا همیشه به عنوان الگو برای من قابل احترام هستند، به ویژه طراح منحصر به فرد ایرانی، جناب آقای بیژن پاکزاد که باعث افتخار ما ایرانیان هستند.

موانع و ریسک های کسب و کار

این طراح با اشاره به ریسک های این کسب و کار می گوید: در این کسب و کار موانع زیادی وجود دارد. به عنوان مثال معمولا پیدا کردن مکان مناسب برای این کار بسیار سخت است و حتی پس از پیدا شدن مکان مناسب، باز هم امیدی به ماندن طولانی مدت در آن مکان وجود ندارد زیرا ملک استیجاری است و صاحبان ملک تمایل زیادی برای ماندن شما در آن ملک ندارند، همچنین هزینه های دستمزد دوخت و دوز ها متناسب با تورم در جامعه افزایش نمی یابد. خصوصا طی چند سال اخیر شرایط سخت تر هم شده و بسیاری از همکاران مجبور شدند کسب و کارشان را تعطیل کنند.

تبلیغات موثر

احمد طایفه در خصوص روش تبلیغ و بازاریابی در کسب و کارش می گوید: بیشترین روش تبلیغی که موثر هم واقع شد، استفاده از شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی است و همچنین تبلیغات دهان به دهان یا به قول مردم قدیم تبلیغات سینه به سینه که در حقیقت خود مشتریان این کار را انجام می دهند. رضایت مشتریان نسبت به کار و برخورد انسان بیشترین و هدفمند ترین تبلیغ برای هر فرد می تواند باشد. البته این طبیعی است که عده ای هم کار شما را دوست نداشته باشند که در این خصوص کاری نمی توان کرد.

توسعه کسب و کار

وی می افزاید: من به دلیل خصوصیات فردی و اخلاقی که دارم سعی می کنم زیاد در فضاهای عمومی جامعه حضور نداشته باشم مگر اینکه کارم ایجاب کند در برخی از فعالیت ها شرکت کنم، از این رو برنامه خاصی در زمینه مسئولیت اجتماعی ندارم، اما برای توسعه کسب و کارم در زمینه طراحی پروژه های گلدوزی به صورت جدی فعالیت می کنم و در کنار شغل اصلی ام که طراحی و دوخت است تلاش می کنم در این زمینه انرژی بیشتری صرف کنم. 

وی با اشاره به فروش آنلاین محصولاتش می گوید: در حال حاضر من شبکه فروش آنلاین طرح ها و پروژه های گلدوزی را ایجاد کرده ام که سعی در گسترش آن دارم. سایت goldozi. ir نخستین سایت تخصصی در این زمینه است که راه اندازی کرده ام و افراد می توانند با مراجعه به این سایت و انتخاب پسوند طرح مورد نظر که متناسب با دستگاه گلدوزی شان است، آن طرح را به صورت آنلاین خریداری کنند. در حال حاضر این سایت در حال فعالیت است و به طور مستمر به روز می شود. من امیدوارم که ما هم بتوانیم روزی همانند کشورهای دیگر فروش بین المللی داشته باشیم و محصولات مان را برای فروش در سطح جهانی عرضه کنیم.

وی در پایان می گوید: در گذشته گفته می شد که هر مشتری ناراضی ۱۰مشتری راضی را نیز پشیمان می کند، اما امروزه با گسترش شبکه های اجتماعی هر مشتری ناراضی حدود ۵۰ مشتری راضی را از خرید پشیمان می کند و این یک هشدار است تا انعطاف بیشتری در برخورد با مشتریان داشته باشیم. در هر حال تلاش من بر این است که هیچ مشتری ناراضی نباشد.

ارتباط با نویسنده: M_farazmand_66@yahoo.com

اهمیت اطلاعات در فرآیند رشد شغلی فرد

اهمیت اطلاعات در فرآیند رشد شغلی فرد

همه ما آرزوی رسیدن به بهترین ها را در زندگی داریم، این بهترین ها می تواند برای ما داشتن خانواده خوب، داشتن خانه خوب، داشتن شغل خوب و خیلی چیزهای دیگر باشد. یکی از مواردی که بی شک همه ما در موردش فکر و برایش برنامه ریزی می کنیم شغل مناسب است.

همه ما می دانیم که شغل خوب راه رسیدن به خیلی از آرزوهای دیگر ما را هموار می سازد، بنابراین به نظر می رسد وقت گذاشتن برای شغل برای کوتاه مدت کافی نیست. باید بدانیم که علاوه بر آرزوهایی که از کودکی در سر داریم کارهای دیگری نیز لازم است تا سال های بعد در بزرگسالی شاهد موفقیت های شغلی خود باشیم.

در نتیجه به مسیر شغلی خود نگاه می کنیم و برای آن برنامه ریزی می  کنیم، بعد از آن مسلما لازم است که عوامل اثرگذار در این مسیر را شناسایی کنیم. در متن زیر به بررسی اهمیت یکی از این عوامل اثرگذار به نام اطلاعات مسیر شغلی می پردازیم.

سوپر رشد مسیر شغلی را یک فرآیند مادام العمر، پیوسته و پیشرونده می داند که از کودکی مهم ترین بخش مسیر زندگی فرد را در برمی گیرد. در همین راستا سوپر و ساویکاس مطرح می کنند که در فرآیند رشدی که در مسیر شغلی در دوره کودکستان تا ۱۲سالگی اتفاق می افتد افزایش اطلاعات می تواند به رشد علایق کودک کمک کند، یعنی در واقع با فراهم کردن و قرار دادن کودکان در فضای کنجکاوی و اکتشاف که برای آنها منابع اطلاعاتی غنی هستند در سن پایین و دور از انتخاب شغل به پرورش و یافتن علایق در کودکان و آینده شغلی آنان کمک کرده ایم.

می توان اینچنین نتیجه گرفت که، کسب اطلاعات مختص به دوره سنی خاصی نیست و در کل مسیر شغلی و فراتر از آن نقش مهمی ایفا می کند. در طول رشد مسیر شغلی مهارت هایی شناسایی شده که به فرد کمک می کند در این فضا رشد آسان تر و بهتری را تجربه کند. این مهارت های سه گانه عبارتند از: خودآگاهی، کشف و طرح ریزی. برای نشان دادن اهمیت اطلاعات و نقش مهم آن در کل فرآیند رشد شغلی، مختصرا به اهمیت اطلاعات در هریک از این مراحل سه گانه می پردازیم:

۱٫ خودآگاهی: به فهم دقیقی که فرد از علایق، ارزش ها، توانایی و ویژگی های خودش دارد گفته می شود که فرد را برای روبه رو شدن با مشکلات زندگی به نحو مؤثری یاری می کند. با تعریفی که از خودآگاهی مطرح شد کاملا مشخص و واضح است که افزایش اطلاعات فرد در رابطه با خود و شناخت، پایه و اساس خودآگاهی بوده و در واقع اطلاعات و کسب صحیح آن در این مرحله نقش اساسی ایفا می کند.
 
2. کشف: جزء مهمی از رفتار شغلی بوده و دربردارنده یادگیری درباره خود و محیط است. این کشف در راستای جمع آوری اطلاعات اتفاق می افتد. کشف چه در مورد ویژگی های خود و چه در مورد ویژگی های محیطی به فرد کمک می کند که عاقلانه ترین تصمیم را اتخاذ کند، پس اکتشاف در فضای شغلی نیز با اطلاعات عجین بوده و جزء جدایی ناپذیری از یکدیگر هستند.

۳٫ طرح ریزی: فرآیندی نیست که به طور ناگهانی اتفاق بیفتد، بلکه در طول رشد مسیر شغلی اتفاق می افتد. شامل سازه هایی چون خودمختاری، چشم انداز زمانی و عزت نفس است. داشتن طرح فرد را روی کارها و وظایفش متمرکزتر کرده و امکان رویارویی مناسب او را با موقعیت های گوناگون فراهم می سازد. توانایی تصمیم گیری فرد را تقویت کرده و راه رسیدن به اهداف را برای او سهل می کند. این طرح ریزی عاقلانه باعث رضایتمندی از شغل شده و به بالفعل کردن استعدادهای بالقوه کمک می کند. در واقع داشتن طرح و برنامه از اطلاعات نشات می گیرد. بررسی اجمالی این موارد که در واقع بخشی از مسیر شغلی فرد را تشکیل می دهد، می تواند ما را با اهمیت کسب اطلاعات در این فضا آشنا کند.

نویسندگان:

الهه ذبیحی‌جلالی : دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره شغلی

دکتر مهدی کنعان : مدرس دانشگاه تهران و مشاوره سرمایه‌گذاری

  • - کرمانی، نرگس (۱۳۹۰)، مقایسه رشد مسیر شغلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان و دانشجویان ایرانی دانشگاه واترلو کانادا. پایان نامه ارشد مشاوره شغلی دانشگاه اصفهان.
  • - شیما، پاشا(۱۳۹۱)، بررسی تأثیر آموزش مهارت های رشد مسیر شغلی (خودآگاهی، کشف و طرح ریزی) بر خودپنداره تحصیلی و رشد مسیر شغلی دانشجویان دانشگاه اصفهان، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره شغلی دانشگاه اصفهان.
  • - لیپتک، جان جی؛ ترجمه بهرام آبادی، زارع؛ شفیع آبادی، مهدی (۱۳۹۴)، طرح ریزی درمان در مشاوره حرفه ای، تهران: علوم تربیتی.
  • - عبدالرحیم کسایی (۱۳۹۲)، جزوه درس مشاوره شغلی، دانشگاه خوارزمی.

پست سازمانی جدید ایجاد کنید

پست سازمانی جدید ایجاد کنید

انجام خلاقانه فعالیت ها در شرکت عامل اصلی توسعه و پیشرفت سازمانی است. بر همین اساس اغلب مدیران موفق را می توان در میان چنین افراد کارآفرینی یافت. اگرچه منافع این الگو از فعالیت سازمانی بسیار واضح است، با این حال در برخی موارد هنوز هم شاهد تلاش سازمان ها در راستای عدم تغییر و انعطاف هستیم.

چنین حالت محافظه کارانه ای را به همین راحتی نمی توان تحلیل کرد. این موضوعی است که در ایده های آتی به آن خواهیم پرداخت. در اینجا تنها ذکر این نکته کافی است که در اغلب موارد پرهیز از نوآوری و تفکر کارآفرینانه منجر به عقب افتادن از امور خواهد شد.

نکته مهم در ایجاد پست های سازمانی جدید توجه به اراده همگانی شرکت موردنظر است. در واقع حتی اگر بهترین ایده ها را هم داشته باشید، در صورت عدم توانایی در همراه سازی مدیران ارشد باخود راه به جایی نخواهید برد. این خاصیت اصلی هر سازمانی است که در آن یک نفر به تنهایی قادر به ایجاد تغییرات گسترده نیست. بر همین اساس و در راستای تعیین شیوه ایجاد پست های جدید و به تبع آن تغییرات سازمانی نگاهی کلی به فرآیند دو مرحله ای آن خواهیم انداخت.

گام نخست جمع آوری اطلاعات مورد نیاز و دلایل قانع کننده در راستای مزیت های ایجاد پست موردنظرتان است. به عبارت ساده، ایجاد موقعیت شغلی جدید به معنای افزایش هزینه هاست. در صورتی که هزینه موردنظر توجیه منطقی نداشته باشد، توسط هیچ مدیری تصویب نخواهد شد.

بهترین راه برای جلب نظر افراد کلیدی یک سازمان اشاره به هماهنگی وظایف پست جدید با دیدگاه کلی شرکت است. در واقع شما باید ایده خود را با استراتژی کلی شرکت هماهنگ کنید. در اینجا ذکر یک نکته حیاتی است؟ توصیه اغلب نویسندگان برجسته حوزه ایده های سازمانی عدم بیان پیش از موعد جزییات نقشه موردنظر است. شما باید ایده خود را تنها برای مدیران ارشد بازگو کنید. در غیر این صورت احتمال سرقت آن توسط دیگر کارمندان وجود خواهد داشت (شکاکیت در فضای کسب وکار که در ایده شماره یک مطرح شد را مورد توجه قرار دهید.) گام بعدی شامل توضیح دقیق و فاقد هرگونه اغراق ایده تان است. توجه داشته باشید که تصور عمومی از ایده شما چیزی شبیه به این خواهد بود: «این کارمند برای کسب موقعیت جدید سازمانی یک ایده جدید را مطرح کرده است. فکر نمی کنم چنین ایده ای کاربردی باشد.»

وظیفه اصلی شما در این میان تغییر این پیش فرض ابتدایی و بازسازی آن به گونه ای است که شانس تأیید هیأت رئیسه را کسب کنید. توضیحات باید مستند، واقعیت گرا و هماهنگ با دیدگاه اصلی مدیران باشد، در غیر این صورت احتمال تأیید آن تا حد زیادی کاهش خواهد یافت.

همچنین بهتر است در ابتدای توضیحات خود به هیچ وجه نامی از خودتان برای تصدی پست پیشنهادی نیاورید. چنین عملی ذهنیت منفی و مخربی را در طرف های مقابل ایجاد خواهد کرد. بدون شک بهترین فرصت برای ضربه  نهایی و نامزد کردن خود در پایان ارائه است؟! به این ترتیب ابتدا ذهن مخاطب را آماده کرده و سپس تأیید نهایی را از وی خواهید گرفت.

پیش از بیان نظر رئیس سابق شرکت لازم است به یک نکته کلیدی اشاره شود. بهتر است پیش از ارائه ایده خود به مدیران ارشد شرکت، خود را در جایگاه آنها قرار دهید. اگر شما مدیر شرکت بودید، آیا ایده موردنظر را تأیید می کردید؟ پاسخ به این سوال تا حد زیادی شما را در آسیب شناسی مشکل تان یاری خواهد کرد. همچنین ضروری است تا جای ممکن شرایط اقتصادی شرکت را در طراحی موقعیت شغلی جدید مدنظر قرار دهید.

توصیه های حرفه ای از مدیران موفق

شرکت رادیو آمریکا بدون شک یکی از پرمخاطب ترین رسانه های قرن حاضر است. هنگامی که با رئیس این شرکت در مورد تجربه حرفه ای وی مصاحبه کردم، بحث به موضوعات جالبی کشیده شد.

در واقع من از وی پرسیدم که چرا همیشه در شرکت هایی که حضور داشته است، دست به نوآوری و تغییر ساختار آن زده است. پاسخ وی بسیار کوتاه و جالب بود: «من چاره ای جز این نداشتم. در هر شرکتی که شروع به فعالیت می کردم، پست من هرگز قبلا وجود خارجی نداشت. در واقع این من بودم که به آن پست مفهوم و کارکرد بخشیدم. اگر دست از نوآوری برمی داشتم، نتیجه ابتدایی آن بیکار شدن خودم بود.»

۶۰ اقتصاددان ایرانی چقدر از اقتصاددان های خارجی فاصله دارند؟

۶۰ اقتصاددان ایرانی چقدر از اقتصاددان های خارجی فاصله دارند؟

اواخر سال ۹۴ از ۶۰ اقتصاددان ایرانی می خواهند که وضع اقتصاد ایران را برای سال ۹۵ پیش بینی کنند (دنیای اقتصاد_۱۴ فروردین ۱۳۹۵) و برای بالا بردن دقت این نظر سنجی از چهار پرسش بسته استفاده می کنند که سه تای آن چهار گزینه معمول است.

خلاصه این نظر سنجی این می شود که این اقتصاددانان به پرسش های زیر این طور پاسخ می دهند.

پرسش نخست: رشد اقتصادی در سال ۹۵ در چه دامنه ای خواهد بود؟

الف: کمتر از یک درصد

ب: ۱ تا ۳ درصد

ج: ۳ تا ۵ درصد

د: بالای ۵ درصد

که در پاسخ ۳درصد گزینه  الف،۴۲درصد گزینه  ب، ۵۲درصد گزینه  ج و تنها ۳درصد گزینه د را انتخاب می کنند که اکنون به راحتی می توان پیش بینی های این اقتصاددانان را با نرخ رسمی گفته شده که بالای ۱۰ درصد است مقایسه کرد و به آن ۳درصدی که پاسخ درست داده اند تبریک گفت.

پرسش دوم: نرخ تورم را در سال ۹۵ چقدر پیش بینی می کنید؟

الف: کمتر از ۸درصد

ب: ۸ تا ۱۰درصد

ج: ۱۰ تا ۱۲درصد

د: بالای ۱۲درصد

در پاسخ به این پرسش ۳درصد از اقتصاددانان یادشده گزینه الف، ۲۷درصد گزینه ب، ۵۳درصد گزینه ج و ۱۷درصد گزینه د را انتخاب و ثبت می کنند. بنا بر تازه ترین گزارش مرکز آمار نرخ تورم در سال ۹۵ برابر ۶/۸درصد  (فرصت امروز – ۲۳ فروردین ۱۳۹۶) است.

پرسش سوم: با توجه به اجرای سیاست تک نرخی شدن ارز چه دامنه ای را برای نرخ ارز پیش بینی می کنید؟

الف: کمتر از ۳۴۰۰ تومان

ب: ۳۴۰۰ تا ۳۷۰۰ تومان

ج: ۳۷۰۰ تا ۴۰۰۰ تومان

د: بیش از ۴۰۰۰ تومان

هرچند در طراحی این پرسش و دو پرسش پیشین اشکال روایی وجود دارد و بهتر بود که در تعداد گزینه ها و فاصله بندی آن دقت بیشتری می شد، اما با این حال در پاسخ به پرسش سوم ۱۰درصد گزینه  الف. ۳۴درصد گزینه ب. ۴۲درصد گزینه ج و ۱۵درصد گزینه د را پیش بینی می کنند که باز ۵۸درصد پاسخگویان گزینه نادرستی را انتخاب می کنند...

چی فکر می کردیم- چی شد

در این بررسی- پاسخ ها به قدری شفاف است که توضیح و تفسیر اضافه شاید دریافتی مخاطب را کاهش دهد.

اما آنچه برای خواننده حتما جذاب است میزان انطباق این پیش بینی ها با واقعیت های رخ داده در سال ۹۶ و زمانی است که پاسخ واقعی این پرسش ها معلوم شده است.

برای مثال تنها ۳درصد از اقتصاددانان پرسش شونده رقم درست نرخ رشد را پیش بینی کردند یا باز برای پرسش دوم هم به استناد تازه ترین گزارش مرکز آمار ایران درباره  نرخ تورم سال ۹۵ باز فقط ۳درصد از اقتصاددانان پرسش شونده در این تحقیق پیش بینی درستی را بیان کرده بودند و درباره پرسش سوم که درباره پیش بینی نرخ ارز سال ۹۵ بود هرچند ۴۲درصد گزینه درست را انتخاب کردند اما باید به این نکته نیز توجه داشت که گزینه های این پرسش دامنه  بزرگی را مدنظر گرفته که به طور طبیعی با عقل معمول نیز می شد این گزینه مناسب را انتخاب کرد، هرچند باز ۵۸درصد از اقتصاددانان مورد مطالعه به گزینه ای دیگر پرداخته بودند.

در دنیا حال و روز اقتصاددان ها چگونه است؟

البته پاسخ قطعی و محکمی را نمی توان برای این پرسش بیان کرد، اما اگر فکر می کنید تنها اقتصاددان های ایرانی هستند که در پیش بینی گل کاری می کنند باید خیال تان را راحت کنم که نخیر این طور نیست و تقریبا همه جا اوضاع همین است.

برای نمونه فیلیپ کاتلر که از بزرگ ترین بازاردانان جهان است و از قضا تحصیلات اقتصادی هم دارد در کتاب پرارج خود دایره المعارف بازاریابی می نویسد:

در تاریخ معاصر افراد مشهوری پیش بینی های نادرستی را انجام داده اند که نمونه معروف و طنز آن اروینگ فیشر استاد برجسته اقتصاد دانشگاه ییل است که در سپتامبر سال ۱۹۲۹ درست پیش از سقوط بزرگ بازار سهام وال استریت گفته بود:  (قیمت سهام به مرحله ای رسیده است که به نظر می رسد تا ابد در اوج خود باقی خواهد ماند.)

کاتلر در ادامه جمله ای را از هری ترومن می نویسد:

شرکت ها برای پیش بینی آینده به اقتصاددان ها متکی هستند. دو نوع اقتصاددان وجود دارد. نوع اول آن هایی هستند که نمی توانند آینده را پیش بینی کنند و به آن اذعان دارند و نوع دوم آنهایی هستند که نمی توانند آینده را پیش بینی کنند و به این حقیقت آگاهی ندارند.

هری ترومن پس از سوال از اقتصاددان های مختلف که در مورد آینده اقتصاد کشور صحبت های دوپهلو می کردند از آنها ناامید می شود و یک اقتصاددان یک سویه را طلب می کند، زیرا او دیگر نمی خواست جمله  (و از سوی دیگر) را بشنود. . .

کاتلر در ادامه جمله شجاعانه ای را می نویسد. او می گوید:

به طور کلی اقتصاددانان برای اینکه منجمین روسفید شوند فعالیت می کنند. هر چند در این میان برخی راهبرد دیگری دارند. برای نمونه دنیس گابور، کارشناس راهبرد کسب و کار کمتر نگران پیش بینی آینده است. او اعتقاد دارد که بهترین راه پیش بینی آینده آفرینش آن است و این درست همان جمله معروفی است که پیتر دراکر به آن علاقه زیادی داشت.

یک پیشنهاد برای نظر سنجی های آینده

آنچه از این نظر سنجی مشخص می شود این است که بهتر است از گروه دیگری از اقتصاددانان رایج  (نمونه آماری دیگر) نظرخواهی و درخواست کارشناسی شود، چراکه براساس یافته های موجود در صورت تکرار از همین نظر سنجی برای سال های آینده شکاف بزرگ دیگری بین واقعیت و پیش بینی انجام شده وجود خواهد داشت و دوم اینکه در طراحی ابزار سنجش دقت بیشتری لحاظ شود.

اندیشمندانه بیندیشیم

یک یادآوری

پس از سال ها اکنون بسیاری بر این باورند که بازاریابی اصطلاحی نارسا و نامناسب برای واژه marketimg است. برخی استفاده از خود کلمه مارکتینگ را تجویز می کنند، اما نویسنده واژه بازاردانی را شایسته می شناسد. بازاردانی(بابک بهی-۱۳۷۸) از ترکیب دو واژه بازار که ریشه ای پهلوی دارد و طبیعتا ایرانی است به همراه دانش ساخته و بنیان نهاده شده که امیدواریم ترکیبات این اصطلاح  (بازاردان- بازاردانان- و. . .) به تدریح جانشین اصطلاحات نارسای بازاریاب و بازاریابی شود و همانطور که به کسی که اقتصاد می داند اقتصاددان یا کسی که شیمی می داند شیمیدان می گویند، به کسی که دانش بازاردانی یا مارکتینگ می داند بازاردان بگوییم.

DBA با گرایش بازاردانی  (مارکتینگ)

  • روزنامه دنیای اقتصاد- شماره ۱۴/۱/۹۵
  • روزنامه فرصت امروز- شماره ۲۳/۱/۹۶
  • دایره المعارف بازاریابی از A تا Z - فیلیپ کاتلر - احمد درخشان- انتشارات آن-۱۳۸۳

کار خود را خلاقانه انجام دهید

کار خود را خلاقانه انجام دهید

قرن بیستم تغییرات زیادی را برای سازمان ها و کسب وکارهای مختلف به همراه داشته است. پس از این دوره دیگر خبری از برخی شغل های کوچک نبود. همچنین به مرور زمان دستگاه های خودکار و روبات ها جای کارگران و کارمندان را گرفتند. نوآوری در جای  جای تحولات دو قرن اخیر قابل ردیابی است. اگرچه در نگاه نخست بسیاری از مشاغل و پست های سازمانی همچنان بدون تغییر مانده اند، اما شاید بهتر است نگاهی دقیق تر به آنها بیندازیم.

تیتر ایده حاضر توصیه ای خطرناک را مطرح می کند. دلیل این امر آن است که خلاقیت در فضای رقابتی سازمان ها مانند تیغی دولبه عمل خواهد کرد. در یک سو احتمال موفقیت و پیشرفت وجود دارد و سوی دیگر نوید دهنده شکست است. با این حال در ادامه قصد دارم شما را با یک نمونه از خلاقیت فراگیر در فرآیندهای سازمانی آشنا کنم.

معاونت مدیران یک شرکت پستی است که در همه موسسات و شرکت ها وجود دارد. از نظر سازمانی معاونان در بخش های مختلف حضور داشته و به مثابه بازوان اجرایی مدیر عمل خواهند کرد. با این حال جالب است بدانید که وظایف این پست تا حدود زیادی بستگی به شیوه عملکرد فرد موردنظر دارد. به عبارت ساده، کمتر معاون موفقی را می توان پیدا کرد که براساس آنچه از قبل در شرکت مرسوم بوده است، عمل کند.

این خلاقیت و نوآوری در انجام وظایف سازمانی در وهله نخست نیازمند آگاهی کامل از وظایف و همچنین شیوه های متفاوت انجام آن است. اگر شیوه سازماندهی امور و تقسیم وظایف در برندهای بزرگ جهان را دنبال کنید، به خوبی با موضوع این ایده آشنا خواهید شد.

در واقع بسیاری از شرکت های کارآفرینانه دنیا براساس عدم مرزبندی مشخص در پست های سازمانی خود پایه گذاری شده اند. چنین چینشی باعث خواهد شد پست های مختلف تا حد امکان شخصی سازی شده و افراد به جای زندانی شدن در روزمرگی به سوی فعالیت خلاقانه سوق داده شوند. علاوه بر لزوم تقویت نوآوری در سازمان، بررسی نحوه ایجاد پست های جدید در سازمان ها نیز می  تواند بر اهمیت انجام فعالیت های سازمانی به صورت خلاقانه مهر تأیید گذارد.

بسیاری از واحدهای R&D  (توسعه و تحقیقات) و شاخه های تخصصی ناشی از طرز عملکرد خلاقانه افراد در شرکت ها بوده است. یک نمونه واضح این ماجرا برند اپل است؛ در این شرکت بسیاری از پست ها براساس نحوه عملکرد متفاوت برخی کارمندان و مدیران ایجاد شده است تا پاسخگوی نیازهای جدید باشد. نقطه تفاوت میان برندهای موفق و شرکت های معمولی نیز در همین ماجرا نهفته است. به عبارت ساده، در شرکت های معمولی صرف انجام درست وظیفه موردنظر کفایت کرده و انجام خلاقانه امور موردنیاز و تقاضا نیست.

با این حال داستان در شرکت های بزرگ و موفق کاملاً متفاوت است. در این شرکت ها اصل بر نوآوری و انجام متفاوت و شخصی ساز شده امور است. بر همین اساس اگر به دنبال بروز توانایی های خود هستید، شرکت در آزمون های ورودی برندهای بزرگ می تواند گزینه مناسبی باشد. البته این امر مشروط به توانایی شما در هماهنگی با جابه جایی سریع امور است. در واقع هرچه میزان آزادی کارمندان در یک شرکت افزایش یابد، مسئولیت آنها نیز در قبال انجام بهینه وظایف بیشتر خواهد شد.

توصیه های حرفه ای از مدیران موفق

هنری لویس، مدیر اجرایی سابق برند Marks & Spencer است. هنگامی که از وی در مورد دلیل ایجاد تغییر و تحول در پست ها پرسیدم، جواب جالبی به من داد: «من چاره ای جز این ندارم. در واقع هنگامی که یک مسئولیت را بر عهده می گیرم، ایرادات بسیاری در آن وجود دارد که باید اصلاح شان  کرد. تنها نگاهی به سیر تحول این مشاغل کافی است تا بفهمید این مشاغل در طول زمان با تکیه بر نوآوری چه تغییراتی را از سر گذرانده اند. بر این اساس شما نیز وظیفه دارید تا در سیر تکامل مشاغل مخالف نقش ایفا کنید. در غیر  این صورت هرگز پیشرفتی در جهان به وقوع نخواهد پیوست.»

ایده های نوین، پلی به سوی فروش بیشتر

ایده های نوین، پلی به سوی فروش بیشتر

پیشنهادات تبلیغاتی، تکنیکی کوتاه مدت و محدود است که با هدف معرفی و فروش بیشتر محصولات از سوی شرکت ها ارائه می شوند.

در شرایط پیچیده و بعضا بد اقتصادی، شرکت های کوچک و متوسط یا نام های تجاری به دنبال تثبیت موقعیت خود در بازار هستند و با هدف افزایش فروش و رقابت پذیری و دست یافتن به چشم انداز تعیین شده دست به اقدامات مختلفی می زنند که از آن جمله می توان به ارائه تخفیفات و ترفند های فروش بیشتر اشاره کرد.

در چنین شرایطی، تولید و عرضه محصول با کیفیت به تنهایی کافی نیست و برای تبلیغات بهتر، شرکت نیاز به ایده های جانبی و موثری دارد. پیدا کردن راه حل هایی از این دست ساده نیست و معیار هایی مثل هزینه ای که به شرکت تحمیل می کند، ارزش برند و شرایط بازار را باید مدنظر داشت.

به عنوان مثال، کاهش مستقیم قیمت، ممکن است تصویر نام تجاری را در نگاه مشتریان مخدوش کند یا اینکه تبلیغات و وعده های فریبنده، موجب ناامیدی مشتریان شرکت شود. در اینجا به ارائه چند ایده می پردازیم که به شرکت ها کمک می کند مشتریان جدیدی پیدا کنند و فروش خود را افزایش دهند.

۱- کاهش مستقیم قیمت

شرکت ها می توانند در یک دوره محدود، قیمت های خود را کاهش دهند. همه مشتریان می توانند از تخفیفات مستقیمی که برای خرید کالا و محصولات ارائه می دهید، بهره مند شوند. این اقدام معمولا  با هدف بازاریابی رقابتی انجام می شود که یک رقیب را از میدان بدر کند. در این مورد شرکت ها باید توجه داشته باشند که در تعیین تخفیفات و نرخ جدید، زیاده روی نکنند تا خشم مشتریان پیشین که محصول را با قیمت واقعی خریداری کرده اند برانگیخته نشود. برای جلوگیری از چنین وضعیتی بهتر است قیمت محصول را مستقیم کاهش ندهید، بلکه آن را با ارزش افزوده های بیشتر (مثلا پیشنهاد های ویژه یا به همراه بسته های نرم افزاری) به فروش برسانید.

۲- برگزاری مسابقه

گاهی شرکت ها در راستای افزایش فروش و جذب مشتریان بیشتر، مسابقه ترتیب می دهند تا به این بهانه ارتباط بیشتری با مشتریان برقرار کنند که این امر در فروش مستمر هم موثر است. معمولا روش اینگونه است که نام های تجاری برای شرکت دادن مشتریان در مسابقه حداقل خریدی را در نظر می گیرند. برگزاری مسابقه در شبکه های اجتماعی این روزها یکی از راه های جذاب برای افزایش مشتری است که باعث می شود طیف وسیعی از مردم با محصول و خدمات شما آشنا شوند.

۳- هدیه دادن

افراد معمولا هدیه هایی را که دریافت می کنند به خاطر می سپارند. هدیه های تبلیغاتی می تواند نمونه ای از محصول شرکت باشد یا یک هدیه تبلیغاتی مثل کیف مخصوص نگهداری کارت های ویزیتی باشد که با نام تجاری شرکت مزین شده است. این هدیه می تواند حتی بن خرید تخفیف دار در ازای میزان خرید معینی باشد.

۴- ارائه کارت وفاداری مشتری

با این روش شرکت ها مشتریان خود را ترغیب می کنند که دوباره از آنها خرید کنند. برای ترغیب مشتری، به آنها ضمانت دهید که با سقف خریدی مشخص یا خرید محصولی خاص می توانند از مشتریان وفادار شما باشند و از مزایای آن بهره مند شوند.

۵- برنامه ریزی برای مناسبت ها و هدف گرفتن مشتریان خاص

گاهی شرکت ها با هدف گرفتن تیپ یا قشر خاصی از مشتریان، محصول سفارشی عرضه می کنند یا برای رویداد های خاصی پیشنهادات ویژه می دهند. شرکت ها به عنوان مثال در بازه های زمانی که پیش بینی می کنند با کاهش فروش مواجه می شوند، تخفیف محدود در نشر می گیرند، یا مثلا بعضی از برند ها با ثبت تاریخ تولد مشتریان، در روز تولد آنها تخفیف مخصوصی قائل می شوند. یا برای کسانی که در جشنواره ها و مناسبت های به خصوصی شرکت می کنند، کوپن های تخفیف ارائه می دهند. نقاشی روی صورت کودکان هم ابزاری است که در همین راستا مورد استفاده فروشگاه ها قرار می گیرد.

۶- عرضه محصولات جانبی تبلیغاتی به فروشگاه ها

استند های تبلیغاتی، سمپل ها، تابلو های تبلیغاتی که در قفسه های فروشگاه برای جذب مشتری نصب می شوند، می توانند ترغیب کننده باشند. برخی شرکت ها خودشان نحوه چیدمان محصولات را در فروشگاه ها طراحی می کنند تا جذاب تر به نظر برسد.

۷- فروش رایگان

درج کلمه رایگان روی محصولات برای مشتری بار روانی مثبتی دارد. عبارت های تحویل رایگان، نصب رایگان، آموزش رایگان یا درج ۲۰درصد حجم رایگان روی بسته بندی ها ترغیب کننده است.  

۸- روش های پرداخت متفاوت

پذیرش انواع روش های پرداختی از سوی شرکت ارائه کننده محصول یا خدمات احتمالا مشتریان را جذب می کند. پرداخت اقساط، پرداخت تحت شرایط خاص موسسات اعتباری و غیره می تواند ترغیب کننده باشد.

۹- پاداش های پلکانی

برند ها می توانند با هدف افزایش فروش به صورت پلکانی برای مشتریان جایزه و تخفیف قائل شوند. به این صورت که هرچه بیشتر خرید کنند، از تخفیف بیشتری بهره مند شوند. در واقع براساس حجم خرید در هر پلکان، مشتری به درصدی از مبلغ خرید به عنوان پاداش دسترسی پیدا خواهد کرد.

۱۰- پیشنهادات مکمل و همکاری

در این روش شرکت ها با همکاری یکدیگر می توانند فروش خود را افزایش دهند. مثلا برند تولید کننده لوازم خانگی را تصور کنید که به همراه ماشین لباسشویی خود برند خاصی از پودر شست وشوی ماشین را پیشنهاد می کند. یا شرکتی که به مشتریان خود این امکان را می دهد که در ازای خرید محصولی بتوانند از محصولات تخفیف دار شرکت دیگری استفاده کنند.

۱۱- ارائه خدمات جانبی در زمان فروش

شرکت ها با ارائه لوازم جانبی در زمان فروش به همراه محصول می توانند به طرز قابل توجهی فروش خود را افزایش دهند. مثلا یک برند تولید کننده چاپگر های خانگی می تواند بسته های کارتریج محدودی را به همراه آن به صورت رایگان به مشتری تقدیم کند.

۱۲- ضمانت نامه های تکمیلی

با هدف تضمین کیفیت و اطمینان به مشتری در زمان خرید، برخی شرکت ها محصول خود را ضمانت می کنند. مثلا یک شرکت خودروسازی به ازای کیلومتر مسافتی که خودرو طی می کند، خدماتی را به صورت رایگان برایش در نظر می گیرد. مثلا شرکت هوندا، برای یک مدل از خودرو های خود یک میلیون کیلومتر موتور خودرو را ضمانت می کند.

۱۳- سیاست پس گرفتن و تعویض

شرکت هایی که ضمانت بازگشت پول در زمان محدود را به مشتری می دهند، نسبت به سایر رقبای خود در فروش موفق تر هستند. برخی  مشتریان از بی کیفیتی خریدشان واهمه دارند و شرکت با این کار می تواند اعتماد را در قبال مصرف مدت دار محصول به مشتری القا کند.

۱۴- حمل و نقل هوشمند

ایده استفاده از وسیله حمل و نقل و توزیع محصول به عنوان ابزاری برای تبلیغ هوشمندانه است. کامیون پخش و توزیع محصول می تواند یک رسانه ارتباطی باشد.

۱۵- پوستر های خلاقانه

هدف از بنر ها، پوستر ها و تابلو های تبلیغاتی دیده شدن است. بنابراین هرچه خلاقانه تر باشند، موثر تر واقع می شوند. شرکت ها سعی می کنند ایده های جدیدی را در تبلیغات به کار گیرند و به همین واسطه فروش خود را افزایش دهند.

۱۶- نسخه رایگان یا دمو

روشی که در فروش محصولات سنتی استفاده می شد، با کمی تغییر قابلیت استفاده در محصولات و خدمات جدید را نیز دارد. اگر محصولات شرکتی به گونه ای است که امکان استفاده آزمایشی آن برای مشتریان به طور رایگان وجود دارد، پیاده کردن این طرح می تواند موثر باشد. این روش نیاز به کمی خلاقیت دارد، برای مثال شما می توانید کاتالوگ محصولات خود را به رایگان برای مشتریان تان ارسال کرده یا فایل آن را برای شان ایمیل کنید.

۱۷- ارزش گذاری اجتماعی

اگر مشتریان شرکتی بدانند که برند موردنظر در قبال مسئولیت های اجتماعی از خود پایبندی نشان می دهد، برای خرید ترغیب خواهند شد. مثلا اختصاص دادن بخشی از درآمد های شرکت به امور خیریه و کمک های انسان دوستانه ارزش برند را به مشتری القا می کند و آنها در زمان خرید به انتخاب خود افتخار می کنند.

کسب و کارهای موفق و چالش تصمیم گیری

کسب و کارهای موفق و چالش تصمیم گیری

سال ها پیش که دوران کودکی و نوجوانی را سپری می کردیم، پرسش رایج بین تمام همسن و سال های ما این بود که در آینده دوست دارید چه کاره شوید. تعداد بسیار زیادی از بچه ها به پیشه های مهندسی و پزشکی علاقه داشتند، عده ای که آموزگاران شان را دوست داشتند، به پیروی از علاقه شان می گفتند می خواهیم معلم شویم. بقیه هم دوست داشتند کارهای فنی انجام دهند اما کمتر فردی پیدا می شد که بگوید می خواهم یک کسب و کار موفق داشته باشم یا اینکه می خواهم مدیر باشم.

بسیاری از اوقات وقتی در سازمان یا محل کار خود با تصمیمی مواجه می شویم که از سوی مدیریت گرفته شده، به این فکر می کنیم که آیا من هم همین تصمیم را می گرفتم؟ عملکرد من در این موقعیت چگونه بود؟ واضح است که هر فرد با توجه به تجربه، دانش و نگرش فردی، پاسخ های گوناگونی برای این پرسش ها دارد. به عبارتی دیگر، تصمیم گیری فرآیند پیچیده ای است که همه ما در طول روز بارها ناهشیارانه انجام می دهیم.

از تصمیم گیری های ساده برای انتخاب خوراک و پوشاک روزانه گرفته تا تصمیم های پیچیده تری که باید به صورت حرفه ای و پخته تر در محل کار گرفته شوند. تصمیماتی که به نوعی نشان دهنده نظام اخلاقی و شخصیتی ما خواهند بود. به طور خلاصه تصمیم گیری بر پایه دو روند اصلی انجام می شود؛ نخست بر پایه احساس. در روش احساسی یا شهودی همانطور که از نامش پیداست، احساسات و آنچه از درون فرد برمی آید بر تصمیم گیری ها غالب است. این روش برای تصمیم گیری های ساده و روزمره که نیاز به صرف زمان زیادی ندارند، استفاده می شود.

دوم بر پایه استدلال و منطق است. در روند استدلالی یا منطقی این فرآیند کمی پیچیده تر و با احتیاط و دقت بیشتری صورت می گیرد و طی آن از آمار و ارقام استفاده می شود. بنابر این روش تفکر استدلالی به روند تصمیم گیری جامه رسمی تری می پوشاند.  به کارگیری همزمان این دو روش باعث می شود روند تصمیم گیری منسجم تر باشد. درواقع ابتدا از طریق منطق و استدلال، آمار و ارقام جمع آوری شده و سپس زمانی که به یک مسیر مشخص رسیدید احساس را در آن دخیل می کنید. به بیانی واضح تر، به این پاسخ می رسید که آیا حس خوبی نسبت به اتفاق پیش رو دارید یا خیر؟

خودشناسی و مکاشفه درونی مدیران

برخی عوامل فرعی نیز در فرآیند تصمیم گیری مؤثر هستند. عواملی که آگاهی از آنها می تواند بسیار مهم باشد. از آن جهت که ساختار شخصیت ها و عوامل شناختی انسان ها با یکدیگر متفاوت است و هرکسی با زاویه دید خاص خود به مسائل پیرامونش نگاه می کند، تصمیم گیری های افراد نیز متفاوت است.

  این بسیار مهم است که یک مدیر، آگاه باشد تصمیمی که می گیرد عجولانه است یا براساس تفکر و آرامش. درکل هر مدیر باید در فواصل زمانی مشخص در خصوص خودشناسی وقت صرف کند چراکه هرچه مدیران، بیشتر ظرفیت ها و توانایی های خود را کشف کنند بیشتر می توانند روی تصمیمات مهم خود کنترل داشته باشند.

نوع مسئله یا موقعیتی که قرار است درباره اش تصمیم گیری کنید بنا بر سخت یا آسان بودن، گزینه هایی پیش روی شما می گذارد. در این مرحله هر اندازه مهارت فردی، اجتماعی و دانش بیشتری داشته باشید به طور حتم با دید بازتری فکر کرده و تصمیم می گیرید. مهارت های فردی به کاهش اضطراب و سردرگمی کمک می کنند و سطح اعتماد به نفس را افزایش می دهند. در این میان نمی توان برخی از عوامل محیطی مثل دوستان، آشنایان، تبلیغات و رسانه ها را نادیده گرفت، چراکه نقش پررنگی در روند تصمیم گیری افراد ایفا می کنند.

 مشورت گرفتن یک گزینه مثبت است اگر. . .

از مشورت با افراد متخصص، آگاه و باتجربه غافل نشوید. همواره سعی کنید ذهن تان را بیدار و خلاق نگه دارید و راه های جدیدی کشف کنید. عواملی را که مانع از تصمیم گیری درست می شوند درنظر داشته باشید و سعی کنید بر آنها غلبه کنید. جالب است بدانید که نداشتن اطلاعات کافی همان قدر مخرب است که اطلاعات بیش از حد نیاز. افراط در دریافت اطلاعات از دیگران منجر به  «فلج تحلیلی» افراد می شود؛ اتفاقی منفی که باعث اختلال در تصمیم گیری می شود.

بنابراین تا جایی که امکان دارد تعداد گزینه های مهم را محدود و باکیفیت کنید. نظرخواهی های زیاده  از حد و مشورت های وسواسی از تعداد زیادی از دوستان، باعث لطمه زدن به روند تصمیم گیری خواهد شد. فراموش نکنید برخی از عوامل که از دید شما پنهان هستند، به طرز عجیبی مانع تصمیم گیری درست می شوند. برای حل این مشکل می توانید از شخصی حرفه ای که خارج از گروه کاری شما است، کمک بگیرید.

در انتها می توانیم فرآیند تصمیم گیری را در چند مرحله اصلی طبقه بندی کنیم؛ اول اینکه مسئله یا وضعیتی را که باید درباره اش تصمیم بگیرید بشناسید و مشخص کنید. بعد از شناسایی مسئله، تمام راه حل های موجود را بررسی کنید. سپس مزایا و معایب آنها را در نظر بگیرید و به اصطلاح سبک سنگین کنید (از نوشتن و یادداشت برداری استفاده کنید و همه جوانب را درنظر بگیرید). هر راه حلی را که به بقیه برتری داشت و در شرایط مکانی و زمانی موجود، بهترین گزینه محسوب می شد، انتخاب کنید. در نهایت تصمیم خودتان را بگیرید!

فراموش نکنید هسته یک کسب و کار موفق شامل هزاران تصمیم کوچک است که به درستی اتخاذ شده اند.

ارتباط با نویسنده: m.mirmehdi@outlook.com

کمک به مدیران مسن

کمک به مدیران مسن

فرآیند ارتقای جایگاه در شرکت ها معمولا باعث می شود مدیران ارشد هنگامی که پا به سن گذاشته اند به منصب مدیریت برسند. اگر جست وجوی ساده ای در لغت نامه های مختلف انجام دهید، اغلب در تعریف مدیران حرفه ای، قید تجربه و سن زیاد را به میان آورده اند. این امر اگرچه سازمان را از تجربیات و تخصصی که فرد موردنظر در طول سال ها کسب کرده است، بهره مند خواهد ساخت، با این حال ایراداتی را نیز به همراه دارد. بر اساس پژوهش هایی که اخیرا صورت گرفته است، هرچه سن افراد افزایش پیدا کند، تمایل آنها در راستای انطباق با تکنولوژی های نوین کاهش می یابد.

بر همین اساس یک مدیر پا به سن گذاشته نیاز مبرمی به کمک در راستای هماهنگی با تکنولوژی های جدید دارد. همه ما چنین تجربیاتی را از مواجهه با مدیرانی که کمترین آشنایی با سیستم های نوین ندارند، در کارنامه حرفه ای خود داریم. سال ۱۹۹۸ من در شرکتی فعالیت داشتم که توسط یکی از همین مدیران اداره می شد. در آن زمان استفاده از سیستم پروژکتور برای نمایش فایل های مختلف امری رایج بود.مدیر ارشد شرکت نیز در یکی از سخنرانی های خود قصد استفاده از این سیستم را داشت.

با این حال وقوع یک نقص جزئی در پخش فایل موردنظر باعث شده بود تا وی به کلی قید استفاده از این نوع سیستم ها را بزند. مکالمه وی با مسئول خرید شرکت را به خوبی به یاد دارم:« باید پیش از شروع کنفرانس با تیم پشتیبانی تولیدکننده این دستگاه تماس گرفت. هیچ کس نباید به خاطر چنین نقص کوچکی مشاهده فایل های من را از دست بدهد. هر کاری که از دستت برمی آید، انجام بده.»

شاید جالب باشد که بدانید به علت آن ایراد فنی فایل های مدیر شرکت هرگز در کنفرانس به نمایش درنیامد. اما آنچه در این میان موجب بروز ایراد در بخش فایل ها شده بود، مشکل فنی نام نداشت. تنها کاری که برای شناسایی کامپیوتر توسط دستگاه باید انجام می شد، استفاده از کلید راهنمای پشت دستگاه بود؛ نکته ای که به دلیل ناآگاهی و عدم مطالعه دفترچه راهنما مورد غفلت قرار گرفت. به یاد داشته باشید که در چنین مواقعی هرگز مدیر موردنظر را به باد انتقاد نگیرید. از هر چه بگذریم، وی دارای قدرت مدیریتی و بوروکراتیک است و ناراحتی وی می تواند موجب سرانجام ناگواری برای شما شود.

توصیه من این است که مشکل پیش آمده را به مرجعی غیر از شخص مدیر ربط دهید. به عبارت دقیق تر، بهتر است مانند من در مواجهه با چنین مشکلاتی عمل کنید. پس از وقوع آن مشکل در زمینه اجرای فایل های موردنظر مدیر ارشد شرکت، با هماهنگی های انجام شده تصمیم گرفتم که او را با برخی تکنولوژی های جدید آشنا کنم. اگرچه در آن زمان سیستم های نرم افزاری هنوز مانند امروز توسعه نیافته بود، اما وی را تا حدود زیادی با شیوه های ارائه مطلب با استفاده از فایل های رایانه ای آشنا کردم. نکته مهم در مورد ایده حاضر اهمیت برقراری ارتباط موثر با مدیران بلندمرتبه سازمان است.

به عبارت ساده، همه کارمندان از مهارت های تقریبا یکسانی بهره مند هستند. با این حال نکته مهم در توانایی بروز این مهارت ها نهفته است. هنگامی که توانایی های خود را به فرد دیگری آموزش دهید، ناخودآگاه نظر وی را نسبت به خود جلب خواهید کرد. بر همین اساس آموزش هر نوع فناوری نوین به مدیران ارشد یک سازمان می تواند منجر به کسب اعتماد آنها و دیده شدن در فضای سازمانی شود. اگر قصد آموزش برخی نکات به مدیر بخش خود را دارید، بهتر است فهرست موارد زیر را در نظر داشته باشید:

۱- آموزش کار با نرم افزارهایی نظیر ورد و اکسل، فتوشاپ و همچنین شیوه جست وجوی پیشرفته در اینترنت

۲- نحوه استفاده از برخی فناوری های فیزیکی نظیر پروژکتور که نقش مهمی در ارائه کنفرانس دارد.

توصیه های حرفه ای از مدیران موفق

هنگامی که شانس استفاده موقعیت آموزشی به مدیران را به دست می آورید، به یاد داشته باشید که فرآیند آموزش شما باید کامل انجام شود. اگر در آینده فرد موردنظر در استفاده از فناوری های آموزشی مشکل داشته باشد، مقصر اصلی شما خواهید بود. این امر سرانجام خوشی را برای شما به ارمغان نخواهد آورد.