کسب کار

اکوسیستم استارتاپی / مهمانی های شبانه در گاراژ

اکوسیستم استارتاپی / مهمانی های شبانه در گاراژ

سوالاتی هست که به راحتی نمی توان برای آنها پاسخی پیدا کرد. به عنوان مثال چرا برای خیلی از افراد جویای نام، کلمه استارتاپ با ایده های عظیم و بلند و بالا و پیچیده گره خورده است.

سر این موضوع که آیا حتماً باید ایده بخشی از یک استارتاپ باشد یا نه چالش آنچنانی وجود ندارد حتی اگر ایده برای شخص دیگری باشد!

گاهی اوقات هیجان خارج از عرف را از شنیدن ایده های فوق العاده ای تجربه می کنیم که منجر به آزاد شدن آدرنالین در مغز می شود. آنقدر که ایده های متحورانه و رویایی می توانند ما را سر ذوق آورند گاهی ایجاد این میزان هیجان از توان مواد مخدر نیز خارج است.

اسمش را مهمانی های شبانه در گاراژ گذاشته ام. در خیلی از این دورهمی های جویندگان نام، آن چیزی که موجب هیجان و شادی محفل می شود همان وصف عیش ایده های متحورانه ای است که چون بر زبان می آید مفرح ذات است.

مرهم دردش کمی سادگی است!

آنچه نمی توان درک کرد این است که از استارتاپ هایی که تجلی واقعیت یافته اند و توانسته اند کارآفرینانان خود را به نان و نام واقعی برسانند کدام شان دارای ایده های آنچنان متحورانه و عجیب و غریبی بوده اند که بتوانند در گاراژی جمعی را از خود بی خود کرده باشند؟!

شاهکار واقعی مصداقی از سادگی است.

سادگی با واقعیت این هستی عجین شده است. 

گاهی رمز پایداری و ماندگاری در سادگی نهفته است.

مطمئنا هیچ کدام از ایده هایی که هم اکنون تبدیل به کسب و کارهای میلیون دلاری شده اند، جز سادگی شاهکار دیگری ندارند.

ایده ناب به سادگی آن است ولی بدانید ایده ناب خیلی مناسب مهمانی های تان نیست چون کمی مثل دنیای واقعی کسل کننده است.

برخی از ایده های ناب را با هم مرور می کنیم تا ببینیم زمانی که مطرح شدند چقدر می توانستند احساس جاه طلبی و حس فتح دنیا را در آن ابتدا به سرمایه گذاران شان القا کنند!

حالا که در عصر دیجیتال و اینترنت به سر می بریم، فروشگاهی را تأسیس می کنیم که نیازی به حضور فیزیکی افراد نباشد. همین!  (amazon)

حال که همه گوشی ها به اینترنت مجهز است و همه تلفن همراه دارند کاری کنیم به جای دست تکان دادن در کنار خیابان، دست شان را روی گوشی تکان دهند برای در اختیار گرفتن موجودی مانند تاکسی. همین!  (Uber)

حالا که ممکن است خیلی ها اتاقی خالی در برخی از شب ها در خانه داشته باشند و مسافران نیز به دنبال مکانی به صرفه برای اقامت هستند بهتر است. . . همین!   (Airbnb)

نگران نباشید، کافی است انتظارتان را از ایده ناب کمی منطقی کنید. ایده قرار نیست حال عجیب و غریبی به شما بدهد.

آنچه قرار است شما را سرمست و مصمم کند تا این مسیر پیچیده و طاقت فرسا را شروع کنید و ادامه دهید همان ماموریت شما در این زندگی و چشم انداز خودتان و میزان تمایل تان برای بهتر کردن زندگی آدم ها است.

یکی از روش های ساده فکر کردن برای رسیدن به ایده ناب همانطور که Guy Kawasaki به آن اشاره کرده، مدل ذهنی است که در زیر به آن اشاره می کنم.

از خود بپرسید حالا که اینطور است، پس می توان چه کاری کرد؟

حالا که اکثرا تلفن هوشمند دارند و این تلفن ها مجهز به دوربین و اینترنت است، پس می توان چه کاری کرد؟

آنها می توانند عکس بگیرند و آن را به اشتراک بگذارند، پس می توان چه کاری کرد؟

شاید بتوانیم اپلیکشنی را ایجاد کنیم که مردم در آن عکس آپلود کنند و عکس سایرین را ببینند و به آن رتبه بدهند و بتوانند کامنت بگذارند. آری همین!   (Instagram)

البته این یکی از راه های رسیدن به سادگی است و در هفته های بعد در این خصوص بیشتر خواهم گفت.

طعم آرامش را با کمی سادگی به ذهن پیچیده خود بچشانید و بدانید حلقه گمشده تفکر خلاق در سادگی است؛ همانی که همواره اسطوره کارآفرینی، استیو جابز به آن باور داشته است.

متأسفانه گاهی صندوق های خطر پذیر نیز به همین دام می افتند و جویای شنیدن ایده هایی هستند که حال شان را در جلسه Pitch Deck تغییر دهد و کافی است کمی در خصوص ساختار ایده های استارپ های مرده نگاهی بیندازیم.

آری مرهم دردش کمی سادگی است!

ارتباط با نویسنده :abrishami@live.com

مدیر استودیو طراحی محتوا Contentino

http://linkedin.com/in/abrishamii

دموکراسی را تمرین کنید

دموکراسی را تمرین کنید

دموکراسی در یک تعریف جامع به معنای این است که در آن فرد یا گروهی خاص اداره حکومت را برعهده نداشته باشند بلکه مردم حکومت می کنند. با این حال این امر در کسب و کار به این معنا نیست که به افراد اجازه رای، رفراندوم یا سایر موارد مطرح در دموکراسی را بدهید.

درواقع منظور این است که محیط کاری خود را به فضایی آزاد تبدیل کنید که امکان تعامل بهتر کارکنان و اعمال نظرشان مهیا باشد. وقتی در مورد دموکراسی در محیط های کاری صحبت می کنیم، ممکن است بعضی از شکل های مشارکت کارکنان در تصمیم گیری یا بعضی از برنامه های توانمندسازی کارکنان را در ذهن خود داشته باشیم.

مشارکت در تصمیم گیری و توانمندسازی کارکنان در شکل های مختلف آن، معرف آنچه نظریه پردازان سیاسی دموکراسی واقعی می نامند، نیست. دموکراسی در محیط کاری را باید با اقتباس از دموکراسی سیاسی تعریف کرد. در این مفهوم، دموکراسی در محیط کاری با ویژگی هایی مانند مدیریت شفاف و پاسخگو، مشارکت آزاد و عادلانه، تأمین حقوق فردی و وجود تشکل های مستقل شناخته می شود. با توجه به این نکته که کارمندان نسبت به گذشته درجه بیشتر آزادی و دموکراسی را طلب می کنند، دیگر نمی توان نسبت به این مورد کم توجه بود و لازم است به فکر پیاده کردن آن در شرکت خود باشید.

ایده

مفهوم دموکراسی، تصویری از مردم را که در پای صندوق رأی ایستاده اند تا رهبر آینده کشورشان را انتخاب کنند، به ذهن ما می آورد. اما تریسی فنتون، موسس و مدیرعامل تشکیلات WorldBlu  (شبکه جهانی مسئول ایجاد آزادی و دموکراسی در محیط کار) معتقد است دموکراسی می تواند در محیط کسب وکار هم کاربرد داشته باشد. با نگاهی دقیق به این نکته پی خواهید برد که دموکراسی در محل کار تنها استراتژی پایدار است که باعث حفظ منافع شرکت خواهد شد.

درواقع دموکراسی در محل کار به سازماندهی ایده های اکثریت و تصویب آنها نظر دارد. در دموکراسی کاری، هرکس می تواند در چارچوب ضوابط پذیرفته شده مسئله یا موضوعی را مطرح کند. به همین خاطر است که می گویند این امر منجر به گسترش حاکمیت افراد در محیط های کاری خواهد شد.

بدون شک در حال حاضر دیگر نمی توان مانند گذشته از کارمندان اطاعت بی چون و چرا را درخواست کرد. در گذشته قشر کثیری از کارکنان را افراد بی سواد جامعه تشکیل می دادند که نظرات شان بدون شک برای شرکت مفید نبود اما در حال حاضر و با توجه به گسترش همه جانبه علم دیگر نباید مانند سابق به کارکنان خود نگاه کرد. درواقع هرکدام از آنها می توانند صاحب نظر باشند و مدیران باید در ایجاد چنین فضایی تلاش کنند.

امروزه شرکت ها همانند کشورها می توانند دموکراسی را به شیوه های گوناگون تمرین کنند. به طور مثال، برخی از آنها جلسات عمومی ماهانه برگزار می کنند و برخی نیز به کارکنان خود اجازه می دهند در مورد تخصیص بودجه برای برنامه پاداش خدمات نظر بدهند.

توجه به این نکته ضروری است که دسترسی به اطلاعات این روزها آسان تر است و به همین دلیل مشارکت بیشتر افراد در تصمیم گیری های یک شرکت اجتناب ناپذیر است. کنث کلوک، رئیس مرکز حل اختلاف نیویورک معتقد است اگر شرکت ها تعداد بیشتری از کارمندان خود را در تصمیم گیری ها درگیر کنند، می توانند بهره وری خود را افزایش دهند.

وی به مثالی از تیم فروش در یک شرکت اشاره می کند که به آنها اجازه داده شده بود در مورد چگونگی دریافت پاداش خود تصمیم بگیرند و در نهایت عملکردشان بهتر از گروه هایی شد که مدیران آنها در مورد پاداش تصمیم گیری می کردند. وی همچنین می گوید منشی ها بهترین گزینه برای استخدام یک منشی دیگر هستند. آنها اغلب بهتر از مدیران خود می دانند در کسی که برای استخدام مراجعه کرده، دنبال چه چیزی بگردند.

گری هامل، نویسنده و مدرس حوزه مدیریت استراتژیک در دانشگاه هاروارد، طی مصاحبه ای به بیان چند واقعیت در رابطه با جهان امروز پرداخت. یکی از این واقعیت ها در رابطه با اهمیت اقتصاد آزاد و به کارگیری دموکراسی در محیط های کاری است. وی بیان کرد نیاز به تغییر، از موارد ضروری برای هر شرکتی است و این امر در فضای بسته و محدود شکل نخواهد گرفت. به همین خاطر لازم است برای آزاد تر ساختن کارمندان و به طور کلی فضای شرکت خود به صورت جدی اقدام کنید. با این کار تعامل بهتری شکل خواهد گرفت و راندمان کاری به طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت

آنچه در عمل باید انجام دهید

- توجه به بحث دموکراسی از سوی مدیران کسب و کار می تواند در کوتاه مدت برای آنان نه تنها سودی در پی نداشته باشد، بلکه به معنای کاهش اختیارات و تمرکززدایی از تصمیمات سازمانی باشد.

کلینیک کسب و کار / پرسش و پاسخ درباره اطلاع رسانی در زمان بحران

کلینیک کسب و کار / پرسش و پاسخ درباره اطلاع رسانی در زمان بحران

سوال: مدیر یکی از برند های معروف در صنعت غذایی هستم و رقیب های زیادی در بازار دارم. اخیرا شایعات و مطالبی در مورد محصولاتم در فضای مجازی منتشر شده که برندم را در خطر قرار داده است. لطفا مرا راهنمایی کنید در این زمینه چگونه می توانم اطلاع رسانی کنم؟

پاسخ: اولین تلاشی که در هنگام رویارویی با بحران ها وجود دارد این است که به طور ناخود آگاه می خواهیم از برند و یا سازمان خود دفاع کنیم. در حالی که این رویکرد ممکن است مخرب باشد. بارها پیش آمده که شرکتهای مختلف با شایعه هایی رو به رو شدند که از کنترل خارج شده و خسارات جبران ناپذیری را به بار آورده است. بنابراین بهترین کاری که در زمان چنین بحران هایی می توان انجام داد منتقل کردن حقایق و مشکلات و شفاف سازی سریع و منظم است.

بنابراین توصیه من به شما این است که قبل هر چیز سعی کنید کنترل ارتباطات را به دست بگیرید و سپس برای اطلاع رسانی در مواقع بحران برنامه ریزی کنید. ریسک ها را شناسایی کرده و احتمالات مختلف را در نظر بگیرید. اگر خطرات جدی هستند می توانید از یک تیم برای اطلاع رسانی بحران استفاده کنید. یک نفر از افراد ارشد گروه که اطلاعات دست اولی دارند و دیگران بهتر او را باور دارند را به عنوان سخنگو انتخاب کنید. جملاتی از تمام جزئیات به طور خلاصه تهیه کنید و حقوق ذینفعان برای دانستن اطلاعات را در نظر بگیرید.

مهمترین پیامی را که می خواهید انتقال دهید انتخاب کنید و به تمام سوالاتی که ممکن است از شما پرسیده شود فکر کنید. سپس کانال ارتباط رسانی خود را انتخاب کنید و از دادن اطلاعاتی که قرار است به اشتراک بگذارید دریغ نکنید. سعمی کنید همیشه صادق و دلسوز باشید و آرامش خود را حفظ کنید.

کلینیک کسب و کار / پرسش و پاسخ درباره کمک های بی قید و شرط

کلینیک کسب و کار / پرسش و پاسخ درباره کمک های بی قید و شرط

سوال: در یک شرکت به عنوان بازاریاب مشغول به کار هستم و برای اینکه ارتباط خوبی با مدیر و سایر همکارانم داشته باشم سعی کردم تا می توانم به آنها در کارها کمک کنم. اما متأسفانه آنقدر خارج از وظایفم کار کردم که حتی به من اجازه داده نمی شود که نظراتم را ارائه دهم و فرصتی برای پیشرفت داشته باشم و علاوه بر آن تمام این کارها باعث نشد که مدیرم نسبت به من اعتماد کامل داشته باشد یا ارتقای شغلی دریافت کنم. لطفا مرا راهنمایی کنید که چگونه می توانم این وضعیت را بهبود بخشم؟

پاسخ: گاهی افراد با هدف بهبود ارتباطات در کار به صورت بی قید و شرط هر کاری را انجام می دهند تا جایی که احساس می کنند کارهایی که انجام می دهند خارج از حوزه وظایف شان است و این باعث می شود همکاران شان را نیز سرزنش کنند زیرا به آنها فرصت نمی دهند که کلمه ای خارج از خواسته های شان بر زبان بیاورند و حتی مدیران ارشد نیز زیاد روی آنها حساب نمی کنند.

توصیه من به شما این است که برای رفع این مشکل خود را مالک کاری که انجام می دهید بدانید و به جای مدام تغییر کردن سعی کنید مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشید. شما فکر می کنید که مدام فرد دیگری باید تصمیمات کلیدی بگیرد درحالی که فرصت های زیادی برای نظر دادن و مفید بودن وجود دارد.

سعی کنید سفارش گیر نباشید. مسلما مدیران مافوق به فردی ارتقای شغلی خواهند داد که بتواند علاوه بر انجام کارهایی که به او سفارش می شود خودش هم درصورت لزوم تصمیماتی بگیرد. بهتر است از خودتان بپرسید که نظراتی که می خواهید بگویید چیست؟ سعی کنید برای خودتان هم بازاریابی کنید و از این ابزار برای خودتان استفاده کنید. اگر کسی حرف شما را قطع و سعی کرد بر بحث مسلط شود به راحتی میدان را ترک نکنید و یاد بگیرید که هنرمندانه نه بگویید و عاقلانه ترین تصمیمات را اتخاذ کنید.

برای هر احتمالی برنامه ریزی داشته باشید (بخش دوم)

برای هر احتمالی برنامه ریزی داشته باشید (بخش دوم)

شرکت فورد موتور (Ford Motor Company) شرکت خودروسازی آمریکایی و چندملیتی مستقر در دیربورن میشیگان از حومه شهر دیترویت است. لیدو آنتونی «لی» لاکوکا فردی است که در ابتدا به عنوان مهندس در کمپانی فورد موتور مشغول به کار شد، اما به دلیل نارضایتی  از کارش در آنجا، به بخش فروش کمپانی رفت.

وی در این بخش بسیار موفق بود و ترفیع یافت و سرانجام به بخش توسعه محصول رفت و سرانجام رئیس کمپانی فورد موتور شد. هنگامی که وی با رابرت مک نامارا (یکی از مدیران اجرایی کسب و کار، وزیر دفاع آمریکا بین سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۸ و پنجمین رئیس بانک جهانی از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۱) همکاری می کرد به این فکر افتادند طرحی را برای مدیریت بحران اعمال کنند.

درواقع آنها به خوبی دریافتند که هر شرکتی ممکن است با رویدادی غیرمنتظره و مخرب مواجه شود و این امری است که هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد. به همین خاطر تصمیم گرفتند احتمال آن را کاهش داده و در صورت وقوع کاملاً آماده باشند. با اصرار رابرت مک نامارا، مدیر اجرایی فورد، کمربندهای ایمنی به عنوان بسته  «محافظ» به مصرف کنندگان ارائه شد که ایده ای فوق العاده محسوب می شد و منجر شد جان هزاران مشتری این کارخانه حفظ شود.

درواقع او بر این باور بود که همواره باید برای طرح های خود، برنامه ریزی مناسبی جهت مقابله با اتفاقات احتمالی داشت. کمربند ایمنی به طور میانگین، سالانه جان حدود ۱۳ هزار نفر را در ایالات متحده نجات می دهد که خود نشان از موفقیت آمیز بودن این طرح دارد.

ایده

این یک واقعیت است که هیچ سازمانی انتظار ندارد روزی با یک بحران عمومی روبه رو شود اما بیشتر آنها با چنین بحرانی روبه رو خواهند شد و در آن موقع بسیار مهم است که آن سازمان برای چنین شرایطی آمادگی داشته باشد تا بتواند به موقع از بروز فاجعه بزرگ تر جلوگیری کند. بی شک شما به یک نقشه جامع مدیریت بحران نیاز دارید.

این برنامه در حقیقت باید مجموعه ای از نقشه های مختلف باشد تا همه شرایط اضطراری را پوشش دهد. برای یک سازمان تجاری این شرایط معمولاً به معنای افت شدید ارزش سهام، بی آبرویی سازمان که ناشی از اعمال پرسنل باشد، شکایت از کالا و خدمات ارائه دهنده سازمان، اشکال در طراحی یا تولید کالا، تصادف ها و رخداد های ناخوشایند یا به سادگی یک سوءتفاهم کوچک است.

باید یک بانک اطلاعاتی از همه بحران ها و مصیبت هایی که ممکن است سازمان شما با آن روبه رو شود داشته باشید و این اطلاعات را مرتب به روز کنید. یکی از کار هایی که در مدیریت بحران باید انجام شود این است که پس از شناسایی عوامل خطر و انواع بحران هایی که سازمان ممکن است با آن روبه رو شود، آنها را ارزیابی و الویت بندی کرد و با توجه به اولویت سرمایه گذاری بیشتری روی آن انجام شود. مثلاً اگر کارخانه ای روی یک گسل زلزله واقع شده است زلزله در این کارخانه از اولویت بحران زایی بالایی برخوردار است و باید برای پیشگیری از بروز فاجعه سرمایه گذاری لازم انجام شود.

آنچه در عمل باید انجام دهید

- در راستای کاهش ریسک کاری در کسب و کار لازم است خود را برای اتفاقاتی که ممکن است رخ دهد و شما را دچار مشکل سازد، کاملا آماده کرده باشید و بدون شک هر تصمیمی یک سری پیامد ها را به همراه خواهد داشت که بهتر است قبل از آنکه از کنترل شما خارج شوند و برای تان ایجاد مشکل کنند، برای برطرف ساختن آن فکری کنید.

- برنامه ریزی های شما ممکن است با گذشت زمان دیگر تأثیر مناسب اولیه را نداشته باشد. به همین خاطر صرفاً برنامه ریزی در این رابطه مطرح نبوده و برنامه شما باید همواره مورد بازبینی قرار گیرد. فراموش نکنید که تنها زمانی می توانید با بروز بحران یا حتی اتفاقی کوچک خونسردی خود را حفظ کنید که از قبل برای آن برنامه داشته باشید و برای تان اتفاقی غیرمنتظره و جدید نباشد. درغیر این صورت ممکن است تصمیمی را برای خارج شدن از آن انتخاب کنید که اوضاع را تشدید کند.

کلینیک کسب و کار / پرسش و پاسخ درباره توسعه کسب و کار

کلینیک کسب و کار / پرسش و پاسخ درباره توسعه کسب و کار

سوال: مدیریت یک کسب و کار تولیدی را بر عهده دارم و قصد دارم کار خود را توسعه دهم. لطفا مرا راهنمایی کنید و بگویید از چه روش هایی می توانم این کار را انجام دهم؟

پاسخ: هر کسب و کاری پس از مدتی نیاز به توسعه و پیشرفت دارد. اگر می خواهید کسب و کار موفقی داشته باشید باید سعی کنید به طور آهسته و پیوسته پیش بروید و از تصمیمات هیجانی بپرهیزید.

برای توسعه کسب و کار روش های مختلفی وجود دارد. یکی از این روش ها تولید یک محصول جدید است. این روش به این معنا نیست که تولید محصولات قبلی را متوقف کنید بلکه در صورتی که تولید محصولات قبلی شما موفقیت آمیز بوده می توانید یک محصول جدید به آن اضافه کنید و کار خود را توسعه دهید. روش دیگر این است که با کسب و کار دیگری وارد مشارکت کاری شوید.

توجه داشته باشید که این کسب و کار باید طوری باشد که با کار شما همسو باشد و به نوعی با کار شما در ارتباط باشد و آن را بهبود بخشد.

امروزه استفاده از فضای مجازی روشی موثر در کسب و کارها به شمار می رود. شما می توانید با ورود به دنیای مجازی شانس خود را برای رشد افزایش دهید. سرمایه گذاری در برخی حوزه ها نیز می تواند به توسعه کار شما کمک کند، اما ابتدا شما باید سطح سرویس دهی را افزایش دهید سپس کارتان را توسعه بدهید و همچنین می توانید از تکنولوژی روز نیز به نفع خود استفاده کنید و مشکل فاصله و زمان را به حداقل برسانید.

کشاورزی، تشنه آب یا ایده های ناب

کشاورزی، تشنه آب یا ایده های ناب

ایرانیان از گذشتگان دور با پیشه کشاورزی آشنا بوده اند، شغل اکثر قریب به اتفاق مردم ایران زراعت و کشاورزی بوده است. این شغل موروثی با گسترش شهرها و ورود مدرنیته به ایران کم کم اعتبار خود را از دست داد تا جایی که امروزه بخش کمی از مردم ایران به کشاورزی مشغول هستند و اکثر روستاییان راهی شهرها شده و هر کدام به حرفه ای مشغول شده اند.

کشاورزی ایران بسیار سنتی اداره می شود و انتقال تکنولوژی در این عرصه به کندی صورت می گیرد و اگر تکنولوژی هم انتقال یابد بیشتر مربوط به ادوات کشاورزی است تا آنکه در زمینه زراعت صورت گیرد. چهار فصل بودن ایران، تنوع محصولات کشاورزی در ایران، نیروی انسانی ارزان و امکان صادرات به کشورهای همسایه، از فرصت های بخش کشاورزی ایران است.

همچنین دولت به منظور تأمین مایحتاج کشور در برخی اقلام اساسی اقدام به خرید تضمینی برخی محصولات کشاورزی مانند چای و گندم کرده است. وزارت جهاد کشاورزی در هر استان و شهر نیز همواره آماده مشاوره و کمک های علمی به کشاورزان در تمام زمینه هاست.

از طرفی دولت به منظور حمایت از تولیدکنندگان بخش کشاورزی هر ساله بسیاری از تسهیلات بانکی را به این بخش اختصاص می دهد، قیمت زمین های کشاورزی نیز به نسبت شرایط جغرافیایی، مرغوب بودن زمین و دیم یا آبی بودن آن متفاوت است ولی به طور کلی قیمت زمین های کشاورزی در ایران هزینه بالایی ندارد.

همچنین می توان بسیاری از این زمین ها را اجاره کرد که معمولاً در نزدیک شهرها و راه های اصلی هستند. اما کشاورزی در ایران بیشتر از آنکه تشنه آب و نزولات آسمانی باشد تشنه ایده های ناب است، چراژکه اکثر قریب به اتفاق کشاورزان ایرانی این شغل را به صورت موروثی و از گذشتگان خود به ارث برده اند و بیشتر روی محصولات گذشته یا سبک زراعی گذشته تمرکز کرده اند. این بخش از کسب و کار ایران به جد نیازمند ایده ها نو و جدید در زمینه محصولات جدید، نحوه کشت جدید و سرمایه گذاری های بیشتر است.

در گذشته نیز بسیاری از محصولات و میوه هایی که امروزه مصرف می کنیم در ایران وجود نداشته اند و فرد یا عده ای آن را به ایران وارد کرده اند. از جمله می توان به گوجه فرنگی، بادمجان، موز و بسیاری دیگر از محصوات اشاره کرد. در چند سال گذشته بسیاری از افراد با رها کردن شغل خود در کلانشهرها، به روستاها و حاشیه شهرها رفته اند و به شغل کشاورزی مشغول شده اند و برخی از طرح های خوب را به اجرا درآورده اند، اما واقعیت آن است که اکثر این افراد برای فرار از شلوغی و استرس زندگی شهری این راه را انتخاب کرده اند و بیشتر به دنبال آرامش و زندگی در طبیعت بوده اند تا آنکه دیدگاه تجاری داشته باشند.

امروزه اگرچه بخش هایی از بازار و کسب و کار ایران دستخوش تغییر و تحولات بنیادین شده است؛ بسیاری از شرکت و کسب و کارهای اینترنتی با تقلید و الگوبرداری از نمونه های خارجی توانسته اند در ایران نیز برای خود جای پایی باز کنند و به یکی از بازیگران مهم حوزه خود تبدیل شوند، اما بخش کشاورزی هنوز هم از شیوه های سنتی در تمامی زمینه ها رنج می برد.

در پاسخ به این سوال که چرا بخش کشاورزی ایران دچار چنین تغییر و تحولاتی نشده است، باید گفت بخش کشاورزی نیازمند فعالیت بیرون از شهر، کار جسمی و اجرایی و سر و کار داشتن با زندگی در طبیعت و زندگی روستایی که طبیعتا سختی های خاص خود را دارد، است. لذا باید قبول کرد که ورود بازیگرانی غیر  از کشاورزان سنتی به این حرفه سخت است، قطعاً بسیاری از کشاورزان سنتی دید خوبی به ورود بازیگرانی خارج از محدوده خود ندارند. از طرفی بسیاری از جوانان و افرادی که صاحب ایده و فکر هستند در زمینه کشاورزی فاقد تجربه عملی لازم هستند.

با این وجود می توان گفت ورود موفقیت آمیز به این عرصه در درجه اول نیازمند تجربه است، هر چند تجربه بالایی هم شاید لازم نداشته باشد، اما افراد کم تجربه و بی تجربه در این حرفه کاملاً عملی شکست خواهند خورد. دوم آنکه قدم نهادن در راه کشاورزی با همان سبک سنتی حاضر، چندان نمی تواند مفید واقع شود و همانطور که گفته شد نیاز است با بررسی های کشورهای دیگر در زمینه کشت محصولات کشورهای مختلف، انتقال تکنولوژی در زمینه کاشت، داشت، برداشت و بازاریابی و فروش محصولات کشاورزی، بتوان گامی فراتر از آنچه حد انتظار است، برداشت.

برای هر احتمالی برنامه ریزی داشته باشید (بخش اول)

برای هر احتمالی برنامه ریزی داشته باشید (بخش اول)

اگر در کسب و کاری مشغول به فعالیتید و قصد دارید حرکت رو به جلو و پیشرفت خود را حفظ کنید، تعیین هدف امری ضروری و جدایی ناپذیر از این روند محسوب می شود. هنگامی که برای شرکت خود تصمیمی را اتخاذ می کنید، یکی از اقدامات هوشمندانه توجه به جزییات و پیامدهای آن است.

درواقع شما با ایجاد یک شرایط دید، خود را در موقعیتی متفاوت قرار داده اید. تحت این شرایط لازم است تا خود را برای هر احتمالی از قبل آماده سازید. منظور از این امر این نیست که دورنمای طرح خود را مشاهده کنید تا بفهمید که طرح شما موفقیت آمیز خواهد بود یا نه، بلکه منظور این است روی هر پیامد و اتفاقی که ممکن است به دلیل آن رخ دهد کنترل کافی داشته باشید.

ایده

وقتی یک مصیبت رخ می دهد برای مدتی تنها هستید و باید خودتان دست به کار شوید. ماهیت یک مصیبت این است که به خاطر گستردگی بحران ارائه دهندگان خدمات عمومی مانند آتش نشان ها، پلیس ها و خدمات پزشکی قادر نیستند به همه در زمان مناسب رسیدگی کنند.

بنابراین این حقایق کلیدی را درباره یک مصیبت به خاطر بسپارید

۱) مصیبت رخ می دهد.

۲) قبل از اینکه مصیبتی رخ دهد باید برنامه ای برای روبه رو شدن با آن داشته باشید.

۳) واکنش شما باید اورژانسی باشد، نه اینکه به دنبال مقصر بگردید یا کسی را محکوم کنید.

۴) باید بر مشکل فایق آیید. به همین خاطر است که شرکت ها معمولا پیشرفته ترین تجهیزات را برای شرکت خود تعبیه می کنند تا با این اقدام تا حدامکان از بروز فاجعه جلوگیری شود.

البته این یک واقعیت است که هرچقدر هم که مراقب باشید بازهم ممکن است اتفاقی خارج از برنامه رخ دهد. به همین خاطر لازم است تصمیمات مناسبی را برای هرگونه شرایط از قبل آماده کرده باشید. مدیریت بحران به این معناست که شما برای مقابله با آن از قبل برنامه داشته باشید. پیش بینی لازم را کرده اید و مشخص کرده اید در چنین شرایطی هر کس چه کاری را انجام دهد. به پرسنل خود آموزش های لازم را داده اید تا در صورت مواجه با این شرایط چه باید انجام دهند. آنها باید تمرینات لازم را انجام دهند تا در چنین شرایطی به صورت خودکار بهترین واکنش را از خود نشان دهند.

آنچه در عمل باید انجام دهیم

- همواره چند راه حل برای شرایطی که ممکن است رخ دهد در اختیار داشته باشید. به خاطر داشته باشید که یک طرح درست همان لحظه که به تصویب نهایی رسید، باید برای کنترل پیامد های احتمالی آن فکری کرد. علت عجله در این رابطه هم به این خاطر است که برخی رخداد ها را نمی توان زمان بندی کرد و ممکن است خیلی زودتر از حد توقع رخ دهند. در واقع اگر از قبل خود را برای آن آماده نکرده باشید، کل شرکت دچار مشکلی بزرگ خواهد شد.

- تنها تغییرات بازاری نیستند که نیاز به کنترل و بررسی دارند. در واقع فجایعی مانند آتش گرفتن انبارها نیز از دیگر مواردی است که هر شرکت برای جلوگیری از آن باید برنامه ای مناسب داشته باشد. فرض کنید به تازگی تولید محصولی را به پایان رسانده اید و قرار است تا هفته آینده به طور رسمی وارد بازار شود. حال اگر به هر دلیلی در انباری که ان را ذخیره کرده اید مشکلی برای محصول به وجود بیاید، دو اتفاق بسیار مهم رخ خواهد داد. نخست آنکه تلاش ها و هزینه های تولید محصول کاملا بر باد خواهد رفت و دیگری آنکه نمی توانید محصول را در زمان معین کرده وارد بازار کنید که این خود ضربه ای جدی به وجهه شرکت خواهد زد.

- در رابطه با برنامه ریزی برای احتمالات درست مانند اهداف، لازم است تا برنامه های بلندمدت و کوتاه مدت کارآمدی داشته باشید. با این حال به علت آنکه برنامه های بلندمدت معمولاً زمان زیادی برای اجرایی شدن نیاز دارند، بهتر است تا تمرکز اولیه خود را روی برنامه های کوتاه مدت تر خود بگذارید.

این امر منجر به این خواهد شد تا همواره رو به جلو در حرکت باشید درحالی که اگر بخواهید ابتدا به بلند مدت ها بپردازید ممکن است مسیر پیشرفت شما با کندی محسوسی مواجه شود. به طور کل لازم است تا نسبت به هردو مورد توجه کافی داشته باشید اما طرح های کوتاه مدت به علت آنکه زودتر عملیاتی و به پایان خواهند رسید باید در اولویت قرار گیرند.

همه چیز قابل اندازه گیری نیست (۲)

همه چیز قابل اندازه گیری نیست (۲)

محوریت بحث نظریه های مدیریت کلاسیک، دستیابی به حداکثر کارایی در سازمان است. کلاسیک ها به سازمان رسمی توجه داشتند و وجود سازمان غیر رسمی را مضر می دانستند. دیدگاه های کلاسیک شامل یک نگرش صرفاً مکانیکی به سازمان و افراد بوده است. کلاسیک ها انسان را هم ردیف با سایر عناصر تولید می دانستند و برای آن هویت مستقل قائل نبودند.

به طورکلی منتقدان تئوری های کلاسیک مدیریت می گویند اصولی که  این متخصصان عرضه کرده اند اصولی است که به کار بردن آنها بستگی مستقیم به زمان، مکان و محیط سازمانی دارد و بیشتر اصولی که آنها خاطرنشان کرده اند، اصولی منطقی است اما به دلیل اینکه در اداره امور یک سازمان نیروی انسانی عامل اصلی است، از این رو انگیزه های این نیروها کاملا متفاوت بوده و نمی توان کردار تمامی افراد را طبق ضوابطی معین و مشخص حساب کرد و از آنها مانند ماشین، انتظار بازده و کارایی حساب شده داشت.

به همین خاطر این ایده به علت آنکه از حداکثر توانایی های انسان استفاده نمی کند، نمی تواند در بازار حال حاضر ایده ای خوب و کارآمد باشد. با این حال پرسشی که مطرح است این است که چرا در گذشته این مکتب کارآمد بوده و نتایج خوبی را در بر داشته است؟

ایده

بدون شک فضای کسب و کار در گذشته در مقایسه با حال حاضر، تغییرات بسیاری کرده است. یکی از مهم ترین این تغییرات، افزایش چشمگیر تعداد شرکت ها و رقابتی شدن شدید هر صنعت است. در حال حاضر دیگر در هیچ زمینه ای نمی توانید تنها یک شرکت تولید کننده را مشاهده کنید و این باعث شده است هر شرکت به پیشرفت و ترقی نیازمند باشد. تحت این شرایط اگر از کارمندان و کارکنان شرکت تنها در حد یک روبات که صرفاً کارها را به شکلی که گفته شده انجام می دهد توقع داشت، نمی توان به سطح بالای پیشرفت دست پیدا کرد و بدون شک در رقابت با سایرین عقب خواهید ماند.

تئوری ها و نظریات مدیریت کلاسیک که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در کشورهای سرمایه داری غرب پیاده شد، عملاً راه را بررشد و توسعه سرمایه داری گشود. درحقیقت زمینه ساز پیشرفت و توسعه اقتصادی سرمایه داری در این کشورها شد اما عملاً این تئوری ها نتوانست عدالت اجتماعی را براساس اجرای اصول مدیریتی برای قشرها و طبقات کثیرالعده کارگران و کارمندان و حقوق بگیران فراهم کند. ازاین رو است که پس از این نظریات، تئوری ها و دکترین های مکتب روابط انسانی در مدیریت یا به تعبیری نئوکلاسیک ها به وجود آمد.

بی توجهی دانشمندان مدیریت کلاسیک به نقش بارز عواملی نظیر فرهنگ تمدن مسائل اقتصادی - اجتماعی عوامل سیاسی تعداد کارگران و خواسته های آنها و. . . از دیگر مواردی است که دیدگاه های انتقادی  منتقدان مدیریت کلاسیک را برانگیخته است. به همین خاطر هم است که گفته می شود در زمینه کسب و کار همواره نمی توان همه چیز را به منظور اندازه گیری محدود ساخت. این امر اگرچه باعث نظم بیشتر شرکت خواهد شد اما در عین حال آزادی و خلاقیت را از شرکت خواهد گرفت. این دو امر از مهم ترین عوامل موفقیت برای هر شرکتی است که لازم است مورد توجه قرار گیرد.

پروفسور گری هامل (۱۹۵۴) یکی از معتبرترین اساتید مباحث مطرح شده در باب استراتژی طی قرن بیستم بوده است. رویکرد نوین و گاهای تند او در قبال نوآوری سازمانی، باعث شده که بسیاری از متخصصان و دانشگاهیان، دیدگاه های او را مورد تأیید قرار دهند. درواقع وی از از سازمان ها می خواهد تا چشم روی مزیت های اصلی خود بگشایند و تحلیل کنند که چه چیز را می توانند بهتر از دیگران انجام دهند.

برای درک پتانسیلی که مزیت اصلی ایجاد می کند، کارکنان سازمان ها می بایست بتوانند از از تخیل خود بهره گیرند تا بازارهای نو و توانایی و ورود به آنها را مجسم کنند. بنابراین یکی از کلیدواژه هایی که به طور روزافزون در نظریات هامل تکرار می شود این است که درواقع استراتژی امری ساده نیست که بتوان آن را اندازه گیری کرد. به همین خاطر است که گفته می شود در کسب و کار همه چیز قابل اندازه گیری نیست.

آنچه در عمل باید انجام دهید

- استراتژی  اگرچه مزیت  بسیاری برای شرکت ها به همراه خواهد داشت، با این حال فراموش نکنید که در انتخاب استراتژی باید به نحوی عمل کنید که خلاقیت شرکت را با مشکل مواجه نسازد. علت این امر هم این است که خلاقیت، لازمه نوآوری است که برای هر شرکتی حیاتی است. بدون نوآوری هیچ شرکتی نمی تواند در بازار رقابتی حال حاضر حرفی برای گفتن داشته باشد.

کلینیک کسب و کار / پرسش و پاسخ درباره مدیریت ریزش کارکنان

کلینیک کسب و کار / پرسش و پاسخ درباره مدیریت ریزش کارکنان

سوال: مدیریت کسب و کاری را بر عهده دارم. مشکلی که با آن روبه رو هستم این است که برخی از افرادی که برای کار استخدام می کنیم پس از مدتی از مجموعه خارج می شوند و ما مجبوریم افراد دیگری را جایگزین کنیم و این کار مدت هاست که تکرار می شود، به طوری که هزینه های زیادی روی دست مان گذاشته است. لطفا مرا راهنمایی کنید که چگونه می توانم این موضوع را مدیریت کنم؟

پاسخ: در هر کسب و کاری ممکن است تغییراتی در تعداد کارمندان به وجود آید، اما اگر این تغییرات بیش از حد معمول باشد باعث کاهش بازدهی و سودآوری در آن سازمان می شود، بنابراین فهمیدن دلیل ریزش کارکنان و رسیدگی به آن موضوع پراهمیتی است. برای حفظ کارکنان دو استراتژی وجود دارد؛ استراتژی اول، شناسایی کارکنانی است که احتمال رفتن شان بالاست و دومین استراتژی، هدف گذاری این گروه از کارمندان با مشوق های مناسب است.

توجه داشته باشید که لزومی ندارد منابع خود را برای حفظ کردن همه کارکنان صرف کنید زیرا برخی از کارکنان تمایلی برای انجام کارهای گروهی ندارند یا نگرش منفی دارند و عملکردشان ضعیف است، بنابراین باید از این افراد صرف نظر کنید. برای اینکه سازمانی فعال و پویا داشته باشید باید کارکنان خود را بخش بندی کنید تا بتوانید آنها را مدیریت کنید.

این کار باعث می شود شانس اینکه افراد اقدام مفیدی انجام دهند بالاتر برود. نگرش افراد نسبت به کار و سازمان بسیار مهم است. سعی کنید نگرش افراد را رتبه بندی کنید و به آنها امتیاز بدهید. در نهایت نتایج را تحلیل و ریزش افراد را پیش بینی کنید. این کار به شما کمک می کند کارکنان تان را نیز بهتر بشناسید.